قصد خودشکی دارم ! این جمله ای است که اگر شنیدید نباید بی تفاوت از کنار آن رد بشوید. نحوه برخورد با کسی که قصد خودکشی دارد ، حقیقتا بر روی تصمیم او تاثیر میگذارد. در این شرایط ممکن است دستپاچه شوید و واکنشهای هیجانی نامناسبی را از خود بروز دهید. سرزنش کردن یا بحث و جدل بر سر این موضوع که باید به زندگی ادامه داد، نمونه هایی از برخوردهای غلط هستند. همچنین برخی آدمها هم هستند که موضوع خودکشی را چندان جدی نمیگیرند که این مسئله نیز شانس نجات دادن بیمار در معرض خطر را کاهش میدهد. در ادامه به راهکارهایی برای مداخله در بحران خودکشی اشاره کرده ایم.
برای دریافت مشاوره در زمینه برخورد با کسی که قصد خودکشی دارد می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره افسردگی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: قصد خودکشی دارم !
متخصصان بر این باورند که خودکشی پدیدهای قابل پیشگیری است، زیرا اکثر آنهایی که درگیر افکار مرتبط با مرگ هستند از مدتها قبل به این موضوع فکر کرده و به نوعی برای خودکشی برنامه ریزی میکنند. این افراد که اکثرا مبتلا به اختلالات روانشناختی نظیر افسردگی اساسی هستند، هنگام فکر کردن جدی به مرگ علائم رفتاری خاصی را از خود نشان میدهند که به کمک آنها میتوان به قصد خودکشی شان پی برد. از جمله این علائم باید به موارد زیر اشاره کرد.
بسیاری از کسانی که قصد خودکشی دارند از مدتها قبل در حرفهای خود به طور مستقیم یا ضمنی به این موضوع اشاره میکنند. برای مثال ممکن است بگویند “در این شرایط آرزوی مرگ میکنم” یا ” اگر اوضاع بدتر شود خودم را میکشم” یا “ای کاش هرگز به دنیا نمیآمدم”.
کسانی که قصد خودکشی دارند کمتر مراقب خود هستند. از همین رو بیش از دیگران خود را درگیر رفتارهایی میکنند که به طور بالقوه تهدیدهای جانی دارند. از جمله این رفتارها میتوان رانندگی پرخطر، افزایش مصرف مواد مخدر و نوشیدن افراطی الکل را مثال زد. در واقع افراد از طریق این رفتارها به طور غیرمستقیم به اطرافیانشان میگویند که برای جان خود ارزش چندانی قائل نیستند.
کسی که تصمیم دارد به زندگی خود پایان دهد، اغلب به گونهای رفتار میکند که دیگران حس میکنند او تغییر کرده و دیگر همانند گذشته نیست. برای مثال کسی که تا دیروز برای تیپ و ظاهر خود اهمیت زیادی قائل میشده ممکن است دیگر اهمیت چندانی به نوع پوشش و آراستگی خود ندهد. این بی تفاوتی میتواند زنگ خطری برای اطرافیان باشد.
آنهایی که قصد خودکشی دارند معمولا از قبل مقدمات این موضوع را فراهم میکنند. برای مثال اغلب تلاشهایی برای سر و سامان دادن به زندگی خود انجام می دهند. در همین راستا ممکن است تلاش کنند بدهیهایشان را تسویه نمایند، به نوعی با دیگران خداحافظی میکنند، وصیت نامه تنظیم نمایند و وسایلی نظیر تفنگ یا قرصهای اضافی برای خودکشی تهیه کنند.
یکی از علائم بسیار هشداردهنده در مورد خودکشی آرامش ناگهانی در بیماران مبتلا به افسردگی شدید است. این آرامش ممکن است از جانب اطرافیان یا حتی متخصصین به عنوان نشانهای از بهبودی تلقی شود. این در حالی است که بیمار به خودکشی به عنوان راه حلی برای اتمام رنجهای خود نگاه میکند و همین مسئله باعث میشود که کمی آرام بگیرد. از همین رو در این شرایط باید نسبت به تغییرات ناگهانی خلق هوشیار باشید.
اکثر آدمها از اینکه بفهمند یکی از عزیزانشان به خودکشی فکر میکند، بسیار برآشفته میشوند و واکنشهای غیرمنطقی یا هیجانی از خود نشان میدهند. روانشناسان برای مداخله صحیح در بحران خودکشی یکسری آموزشها را به خانواده ها ارائه میدهند که از جمله مهمترین آنها باید به موارد زیر اشاره کرد.
اگر کسی در مورد تمایل به مرگ و خودکشی با شما صحبت کرد، سریعا واکنش منفی نشان ندهید و او را سرزنش نکنید. ابتداییترین اقدام در برخورد با کسی که قصد خودکشی دارد این است که بدون قضاوتگری اجازه دهید آزادانه افکار و احساساتش را با شما در میان بگذارد. در بسیاری از مواقع حرف زدن در مورد احساسات منفی تا حد زیادی از شدت آنها کم میکند.
هنگامی که یکی از عزیزانتان در مورد تمایل به خودکشی با شما صحبت میکند با ساده انگاری به احساسات و دلایل او نگاه نکنید. در عوض سعی کنید موضعی بی طرف داشته باشید و به او نشان دهید برای حرفهایش ارزش قائل هستید. در نظر داشته باشید که همدلی با بیمار منجر به تقویت افکار خودکشی نمیشود، در نتیجه بدون تایید این کار میتوانید با او همدلی نموده و اجازه دهید ارتباط عمیقتری با شما برقرار کند.
ممکن است کسی که قصد خودکشی دارد، رابطه نزدیکی با شما نداشته باشد و نتواند به راحتی افکار و احساساتش را با شما در میان بگذارد در این شرایط او را تشویق کنید تا با یکی از اعضای خانواده یا هرکسی که با او احساس صمیمیت میکند صحبت نماید.
کسانی که قصد خودکشی دارند، در اکثر موارد از یک مشکل روانشناختی رنج میبرند. افسردگی، درگیری با سوءمصرف مواد، اختلالات اضطرابی، افسردگی دو قطبی و اختلالات شخصیتی نظیر شخصیت مرزی از جمله این مشکلات هستند. از همین رو بسیار اهمیت دارد که درمانهای لازم برای بهبود علائم این اختلالات در اختیار بیمار قرار بگیرند.
در نتیجه اگر میبینید شخصی به خودکشی فکر میکند به جای اینکه تلاش نمایید، به تنهایی او را نجات دهید تشویقش کنید تا از یک متخصص نظیر روانشناس یا روانپزشک در این زمینه کمک بگیرد.
اگر در یک وضعیت اورژانسی هستید و کسی که قصد خودکشی دارد، در حال تهدید به خودکشی یا اقداماتی در این زمینه است، پیش از هرچیز خونسردی خود را حفظ کرده و با اورژانس اجتماعی یا یک متخصص در حوزه سلامت روان تماس بگیرید.
خیلی از اطرافیان نسبت به تهدیدها و نشانه ها بی تفاوت هستند. چرا که ان ها در مورد خودکشی فرضیه های اشتباهی دارند. در ادامه به برخی از آن ها اشاره کرده ایم.
⭕ اگر کسی قصد خودکشی داشته باشد هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند نظرش را عوض کند
حقیقت: افکار و قصد خودکشی ثابت نیستند و در طول زمان و شرایط احساسی مختلف تغییر می کنند. با حمایت و پشتیبانی می تواند نظر این افراد را تغییر داد.
⭕ کسی که درباره خودکشی حرف می زند این کار را عملی نمی کند
حقیقت: بیشتر کسانی که اقدام به خودکشی می کنند، قبل از این کار حداقل به یک نفر در این باره گفته اند.
⭕ آدمی که قصد خودکشی دارد ضعیف هست
حقیقت: در بیشتر موارد این اقدام به دلیل عدم تشخیص یک اختلال روانی است.
⭕ کسی که می گوید قصد خودکشی دارد و این کار را انجام می دهد دنبال جلب توجه است
حقیقت: خودکشی پاسخی به رنج ها و دردهای عمیقی است که فرد تجربه می کند.
کسی که قصد خودکشی دارد به راحتی این تصمیم را نگرفته و به راحتی آن را اجرا نمیکند. این یک رفتار پیچیده است که به عوامل متعددی بستگی دارد. پس باید نسبت به عوامل خطری که قصد خودکشی را تشدید میکند آگاه باشید. پس با توجه به مطالبی که در بالا ذکر شد، در صورت بروز هر نوع نشانه شرط احتیاط را رعایت کرده و از خدمات مشاوره برای جلوگیری از یک فقدان کمک بگیرید. متخصصان مجموعه ذهن نو این خدمات را به صورت تلفنی، حضوری و آنلاین به شما ارائه میدهند.
برای دریافت مشاوره در زمینه وقتی میگویید قصد خودکشی دارم می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره افسردگی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
شیشه نوعی ماده محرک توهم زا است. کسانی که تحت تاثیر این ماده هستند ارتباطشان با دنیای واقعی قطع میشود. از همین رو ممکن است چیزهایی ببینند یا بشنوند و تحت تاثیر همانها عمل کنند. برای مثال برخی از مصرف کنندههای شیشه دچار توهمهای شنیداری میشوند که به آنها دستور میدهند خود را بکشند. در نتیجه ممکن است فرد واقعا دست به این کار بزند. همچنین کنار گذاشتن شیشه با ایجاد افسردگی شدید میتواند در ایجاد افکار مرتبط با مرگ و خودکشی در ارتباط باشد.
منبع: قصد خودکشی دارم !
نگرانی از تکرار خیانت و ترس از ضربه عاطفی مجدد به طور طبیعی برای هر مرد یا زنی که مورد بیوفایی قرار گرفته، پیش میآید. خیانت زن یا مرد باعث از بین رفتن اعتماد و اطمینان در زندگی مشترک میشود. بدست آوردن اعتماد از دست رفته بعد از خیانت، کار سختی است و نیازمند زمان و اثبات طرف مقابل میباشد. یکی از مواردی که باعث میشود اعتماد از دست رفته ترمیم نشود، افکار تکرار خیانت است.
فکر کردن به تکرار خیانت زن و یا مرد از سوی کسی که در حقش خیانت شده، در واقع مانعی برای بخشش واقعی طرف مقابل و همینطور شروع یک زندگی جدید، با اعتماد تازه میباشد. تکرار خیانت پس از خیانت اول به دلایل مختلفی صورت میگیرد که در ادامه به آنها اشاره کردهایم.
برای دریافت مشاوره در زمینه تکرار خیانت میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: تکرار خیانت زن یا مرد
درد و رنج کسی که خیانت دیده به حدی است که هر اقدامی برای جلوگیری از تکرار خیانت میکند. به مرور زمان این ترس ممکن است تبدیل به یک وسواس شود. فرد دائم در این باره فکر میکند. به دنبال نشانه ها میگردد. بی قرار و آشفته میشود. تمامی این واکنشها ریشه در ترس او از تکرار خیانت دارد. زوج هایی که بعد از این مساله از مشاوره و خدمات درمانی استفاده کردهاند، توانسته اند اعتماد ها را بازسازی کنند. این دست زوجها نسبت به راهکارهای جلوگیری از تکرار خیانت آگاهانه عمل میکنند.
یکی از ترسهایی که در زندگی مشترکی که در آن خیانت رخ داده، ترس از تکرار خیانت میباشد. البته براساس آمار نیز احتمال خیانت در رابطههایی که یکبار خیانت در آنها اتفاق افتاده، سه برابر بیشتر از رابطههایی است که در آنها هرگز خیانت رخ نداده است.
بنابراین در روابطی که یکی از طرفین خیانت کرده، فردی که در حق او خیانت شده درصورتی که به ادامه زندگی با همسر خیانتکار خود راضی باشد، ممکن است مدام با افکار عذاب دهندهای از تکرار خیانت همسر زندگی کند، در واقع اعتماد از بین رفته است.
به طور کلی تمامی افراد پس از خیانت اول، مجدد این کار را انجام نمیدهند، اما طبق آمار تجربه خیانت عامل موثری برای تکرار آن است.
خیانت اول ممکن است با دلایل مختلی و به عنوان یک اشتباه توجیه شود، اما دارای تاثیراتی بر روحیه فرد است که باعث ایجاد هیجان یا اشتیاق او برای تکرار خیانت میشود.
شور و اشتیاق برای خیانت، ممکن است این عمل را به یک رفتار تکراری برای فرد تبدیل کند. اشتیاق به خیانت و تکرار آن دارای دلایل مختلفی است که در ادامه به آنها اشاره کردهایم.
وقتی پای رابطه جنسی وسط باشد، بسیاری از افراد به دلیل هوسبازی به خیانت فکر میکنند. افراد سالم و هوسباز و یا افرادی که الکل، مواد روانگردان و … استفاده میکنند، معمولا در هر فرصتی که پیش میآید بدون اینکه به عاقبت کار فکر کنند؛ به همسرشان خیانت جنسی میکنند.
لازم است اشاره کنیم که هوسبازی به تنهایی حتی میتواند نشانه و علائم یک بیماری روانی نیز باشد.
بسیاری از افراد از زندگی زناشویی خود راضی نیستند و از طرفی نمیتوانند به راحتی با همسر خود صحبت کنند و رابطه خود را خاتمه دهند. این دسته از افراد معمولا برای پیدا کردن یک بهانه برای اتمام رابطه با همسرشان، اقدام به خیانت میکنند.
در واقع فردی که به این دلیل خیانت میکند، تمایل دارد همسرش با اطلاع از این موضوع او را رها و ترک کند. البته این دسته از افراد با خیانت کردن نیز شجاعت ترک یک رابطه را بدست میآورند.
دستهای از افراد نیز از خیانت کردن برای انتقام گرفتن از همسر خیانت کار خود استفاده میکنند.
در میان انسانها از تمامی فرهنگها، هستند کسانی که به تک همسری اعتقادی ندارند. این دسته از افراد تمایل به برقراری رابطه عاطفی با چندین نفر دارند و در صورتی که فقط یک همسر داشته باشند، دچار اختلال فومو میشوند. این اختلال به معنای این است که فرد ترس از دست دادن تنها همسر خود را دارد.
کسانی که عقیدهای به تک همسری ندارند، بیشتر از دیگر افراد خیانت میکنند.
خیلی اوقات مرد یا زن نمیتواند مشکلات خود را با همسرش در میان بگذارد. از این رو خیانت شکل میگیرد. مادامی که این مشکلات بین زن و مرد وجود داشته باشد و راهی برای بازگو کردن و حل آنها نباشد، تکرار خیانت محتمل است. فرد به جای استفاده از یک راهکار موثر، به سراغ اعتیاد، قمار و یا خیانت میرود. چنین فردی مهارت کافی برای حل مسائل را نیاموخته. در نتیجه چه در این ازدواج و چه در ارتباط با کسان دیگر دائم با مشکلاتی مشابه مواجه خواهد شد. پس با مراجعه به مراکز روانشناسی میتوانید علت این مساله را برای خود روشن کرده و در جهت رفع آن اقدامات کارآمد بکنید.
بعد از اولین خیانت همسر، تصمیمگیری برای شخصی که مورد خیانت واقع شده است، بسیار سخت میباشد. برخی پس از اولین خیانت تصمیم به جدایی و طلاق میگیرند، اما برخی تصمیم میگیرند با همسرشان بمانند.
تصمیم بر ماندن با همسر خیانتکار میتواند بسیار سخت باشد، چراکه اعتمادی که میان زوجین بوده از دست رفته است و از طرفی افکار تکرار خیانت نیز به این بیاعتمادی اضافه شدهاند.
زن یا مرد خیانتکار معمولا سعی میکند از همسرش دلجویی کند و اعتماد از بین رفته را بازسازی نماید. معمولا در چنین شرایطی زوجین از دلایل خیانت غافل میشوند. لازم است اشاره کنیم که اگر دلایل خیانت مشخص نشود و برطرف نگردد، احتمال تکرار خیانت قطعا بیشتر است.
بنابراین توصیه روانشناسان این است که اگر حتی پس از خیانت اول همسر خود را بخشیدید، سعی کنید علت خیانت همسرتان را بدانید و رابطه زناشویی خود را کنترل شدهتر پیش ببرید. ریشه یابی دلایل خیانت سخت است که میتوانید از مشاوره افراد متخصص کمک بگیرید.
مشکلات در زندگی مشترک و رابطه زناشویی اصلیترین دلیل خیانت به همسر شناخته شده است. در صورتی که بعد از اولین خیانت نیز مشکلات زناشویی میان زوجین برطرف نشود، احتمال تکرار خیانت وجود دارد.
بهتر است زوجینی که در زندگی خود دچار مشکلات زناشویی هستند، از مشاوره زناشویی افراد متخصص کمک بگیرند، تا ضمن بهبود روابط خود از تکرار خیانت نیز جلوگیری نمایند.
بسیاری از افراد بعد از خیانت دلیل اینکار را از همسر خود پنهان میکنند. ممکن است طرف مقابل با وجود نداستن دلایل خیانت، تصمیم بگیرد با همسرش بماند؛ اما تا دلایل واقعی آشکار و حل نشود، همچنان احتمال تکرار خیانت وجود دارد.
از دیگر دلایل تکرار خیانت، میتوان به انکار شخصیت واقعی همسر اشاره کرد. وقتی فردی دست به اولین خیانت بر علیه همسرش میزند، طبیعی است که احساس گناه و پشیمانی داشته باشد. در چنین مواقعی اگر همسر فرد خیانتکار و یا اطرافیانش سعی کنند او را توجیه کنند، فرد از شخصیت واقعی خودش دور میشود و در واقع احتمال تکرار خیانت نیز وجود دارد.
انکار واقعیت و توجیه خیانت فقط ظاهر مسائل را حل میکند، در حالی که ذات فرد همان است و احتمال دارد مجدد به همسرش خیانت کند.
در بسیاری از موارد نیز دلیل خیانت به همسر، نبود علاقه میان زوجین است. عدهای بر این تصور هستند که به عنوان یک همسر وظایف خود را به درستی انجام میدهند، در حالی که انجام وظایف صرفا به معنی عشق و عاطفه نیست.
کسانی که از سوی همسر خود عشق و علاقه کافی دریافت نمیکنند، برای جبران خلاهای عاطفی خود، دست به خیانت میزنند و اگر این شرایط پابرجا باشد، احتمال تکرار خیانت نیز وجود دارد.
طبق توضیحاتی که ارائه کردیم، تا زمانی که زوجین دلایل اصلی خیانت اول را به درستی بررسی نکنند، احتمال تکرار خیانت وجود خواهد داشت.
توصیهای که به زوجها میشود، این است پس از خیانت اول شتابزده عمل نکنند. بهتر است برای ریشهیابی دلیل انجام خیانت به مشاور مراجعه کنند و به کمک افراد متخصص سعی کنند ضمن شناسایی دلایل خیانت، نسبت به برطرف کردن آن ها نیز اقدام کنند.
لازم است اشاره کنیم که اصلاح زندگی زناشویی پس از خیانت اول، حتی پس از مراجعه به روانشناس نیز کاری سخت خواهد بود و بهتر است برای طی آن عشق و حوصله به خرج دهید.
برای دریافت مشاوره در زمینه تکرار خیانت میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: تکرار خیانت زن یا مرد
خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح یا خستگی بعد خواب تجربه آزاردهندهای است که میتواند کل روز ما را خراب کند. گاهی اوقات این خستگی حتی با وجود خوابکافی هم برطرف نمیشود. درواقع بهتر است بگوییم خستگی اول صبح نشان میدهد که شما برخلاف تصورتان خواب کافی و مناسبی نداشتهاید. مشکلات جسمی و روحی بسیاری میتواند این شرایط را ایجاد کند. اگر احساس میکنید این مشکل برای مدتی در شما باقی مانده بهتر است برای برطرف کردن آن از یک متخصص کمک بگیرید.
برای دریافت مشاوره در زمینه خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح مربوط به آن می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 تماس بگیرید.
منبع: خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح
خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح به دلایل مختلفی بستگی دارد. که شرایط زندگی از مهم ترین دلایل است. زمانی که هنگام صبح باز هم احساس خواب آلودگی دارید؛ باید سبک زندگی خود را تغییر دهید. یا اینکه چکاب جسمانی بروید تا از مشکلات درونی و بیماری های خود مطلع باشید. خواب استراحتی است که بدن افراد را بازسازی میکند. به همین دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا انسان با خوابیدن به آرامش میرسد و تنش ها را از خود دور میکند. نشانه های این مشکل گوناگون است که در این مقاله اشاره کرده ایم. برای کسب اطلاعات بیشتر تا انتهای مقاله همراه ما باشید.
خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح همراه با نشانه هایی بروز میکند. این نشانه ها حاکی از آن است که شما اول صبح با خستگی بیدار میشوید. در این بخش مقاله راجع به علائم خستگی و سخت بیدار شدن اول صبح صحبت کرده ایم.
مقابله به مثل کردن در رابطه به معنای رفتار همسان با طرف مقابل است. این رفتار هم میتواند شامل موارد مثبت و هم موارد منفی در زندگی باشد. مقابله به مثل کردن در موارد مثبت مثل عشق ورزیدن، جواب خوبی را با خوبی دادن و … معنا میشود و میتواند کیفیت روابط زوجین را بالا ببرد. اما در این مقاله قصد داریم به مقابله به مثل کردن در رابطه در موارد منفی بپردازیم. اینکه تا چه حد میتواند اثرات منفی بر روی رابطه زوجین داشته باشد. البته راهکارهای موثرتری را به جای مقابله به مثل کردن نیز ارائه کردهایم.
برای دریافت مشاوره در زمینه مقابله مثل کردن در رابطه میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: مقابله به مثل کردن در رابطه چه تبعاتی دارد؟
مقابله به مثل در معنای لغوی به معنای تلافی کردن، بازخورد یکسان به طرف مقابل و … است. در واقع اگر فردی پاسخ طرف مقابل خود را مشابه خودش بدهد، با او مقابله به مثل کرده است.
در رابطه هر دختر و پسری و یا زندگی زناشویی هر زوجی، ممکن است برخی اختلافات وجود داشته باشد. در واقع در زمانهای مختلف ممکن است زوجین به دلایلی از یکدیگر ناراحت شوند و میان آنها آشفتگی به وجود آید. در این حالت ممکن است یکی از آنها رفتاری متضاد و یا غیراخلاقی انجام دهد. مثلا اقدام به داد و فریاد کند و یا لجبازی نماید.
برخی از زوجین در چنین شرایطی بودن در یک رابطه عاطفی با طرف مقابل را فراموش میکنند. به همین دلیل تمام سعی خود را دارند که با مقابله به مثل کردن، همسرشان را شکست دهند.
این اقدام در رابطه و در چنین مواقعی آتش اختلافات را شعله ورتر میکند، در نهایت باعث آسیب به رابطه احساسی طرفین شود. گاهی مقابله به مثل کردن با دست گذاشتن بر روی نقاط ضعف، تحقیر طرف مقابل و … همراه میشود که اثرات بدتری در پی دارد.
بسیاری از افراد حتی در رابطههای خصوصی و زندگی زناشویی خود نیز انسانهای پرخاشگر و عصبانی هستند. عصبانیت میتواند ناشی از نوسانات هورمونی، افسردگی، آسیبهای دوران کودکی، مشکلات موجود در زندگی، فشار کاری، استرس و اضطراب، عزت نفس پایین، مشکل در رابطه عاطفی و … باشد.
همسر عصبانی گاه شرایط را برای طرف مقابل به نحوی فراهم میکند که حتی اگر او مقصر هم نباشد، دچار برخی عواطف همچون غم، ترس، خشم و عصبانیت میشود.
رفتار همسان با همسر عصبانی مشکلات را بیشتر میکند، به همین دلیل طرف مقابل در نهایت مجبور به تحمل، عقب نشینی و … خواهد بود. به جای مقابله به مثل کردن در رابطه با کسی که بر سر موضوعات مختلف عصبانی میشود، بهتر است آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید با ملایمت با او صحبت کنید.
کسی که عصبانی است، همانند یک شعله آتش است که اگر در برخورد با او مقابله به مثل کنید؛ این آتش شعله ورتر خواهد شد اما اگر با آرامش و ملایمت سعی کنید او را آرام کنید، میتوانید آتش وجود او را خاموش کنید.
برای اینکه در زمانی که همسرتان عصبانی است، بتوانید خشم خود را کنترل کنید؛ به این فکر کنید که او همواره شما را دوست داشته و برای رفاه شما کار کرده است و اگر حالا به دلیل وجود برخی مشکلات عصبی است، این شما هستید که باید او را آرام کنید
منظور از آرام کردن همسر این است که ابتدا به او فرصت دهید تا کمی خشماش فروکش کند و سپس با او همدلی داشته باشید. سعی کنید توانایی درک حس طرف مقابل خود را به دست آورید.
مهمترین موضوعی که در برخورد با همسر خشمگین مطرح است، این است که شما از مهارتهای کافی شامل مهارتهای مدیریت خشم، اضطراب و هر هیجان دیگری برخوردار باشید.
به جای مقابله به مثل با بهرهگیری از مهارت گوش دادن فعال، سعی کنید به همسرتان اجازه دهید با شما صحبت کند. این کار به او کمک میکند تا بتواند دلیل خشم خود را به شما بگوید. بدون این که توجیه و یا قضاوتی کنید به احساسات او گوش دهید.
یکی دیگر از رفتارهایی که میان برخی از زوجین دیده میشود، لجبازی است. بسیاری از زوجین با دیدن لجبازی طرف مقابل سعی دارند آنها هم مقابله به مثل کردن را در پیش بگیرد. در واقع با این کار قصد دارند به رفتار ناپسند همسرشان پاسخ دهند.
اما مقابله مثل کردن با همسر لجباز هیچگاه حلال مشکلات نبوده و نیست. این کار فقط باعث میشود به مرور احساس خوب میان شما از بین برود. از طرفی دیگر لجبازی کردن به عادت و جزئی از اخلاق تبدیل خواهد شد.
از دیگر پیامدهای منفی مقابله به مثل کردن با همسر لجباز، این است که فرزندان نیز از پدر و مادر خود الگوبرداری میکنند.
اگر همسرتان با فعالیت شما در یک زمینه مخالفت میکند و احساس شما این است که این مخالفت او ناشی از لجبازی است؛ بهتر است نظر او را در این مورد تغییر دهید.
برخی از افراد با مشاهده لجبازی همسرشان، سعی میکنند آنها نیز با علاقه مندیهای طرف مقابل مخالفت کرده و لجبازی خود را نشان دهند. این عمل در نهایت باعث دوری آنها از یکدیگر میشود.
اگر همسرتان با شما در مورد یک موضوع خاص لجبازی دارد، در عین داشتن آرامش با او صحبت کنید و او را در مورد انجام و یا عدم انجام کار مورد نظر متقاعد کنید.
مشکل بسیاری از افراد این است که با شروع یک درگیری حتی ساده شروع به بددهنی میکنند و باعث بزرگتر شدن مشکلات میشوند. مقابله به مثل کردن با همسر بددهن، ضمن اینکه باعث از بین رفتن حرمتها میشود؛ حرف زدن همراه با بددهنی و ناسزاگویی را نیز به یک موضوع عادی میان طرفین تبدیل میکند. از طرفی دیگر ناسزاگویی مقدمهای برای شروع درگیریهای بزرگتر میباشد.
اگر در شرایطی قرار گرفتید که همسرتان اقدام به ناسزاگویی کرد، شما سعی کنید سکوت کنید تا خشم او فروکش کند و به اشتباه خودش پی ببرد.
در واقع رفتار طرف مقابل در ادامه دادن به ناسزاگویی همسر نقش بسیاری دارد. سعی کنید اگر او صحبتهای خود را به شیوهای مثبت مطرح کرد، شما بازخورد خوبی داشته باشید و در مقابل صحبتهای منفی او را بی جواب بگذارید. با این کار به مرور او این عادت ناپسند را کنار میگذارد.
سعی کنید همواره به عنوان یک همسر از الفاظ زیبا استفاده کنید. این امر را برای همسر و فرزندان خود به یک عادت پسندیده تبدیل کنید.
اگر برایتان این سوال مطرح است که “چه کاری به جای مقابله بمثل کردن میشود انجام داد؟”، پس بهتر است روی مهارتهای ارتباطی خود و همسرتان کار کنید. عدم توجه به این موضوع در آینده نه چندان دور ازدواجتان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
همواره و در هر لحظهای سعی کنید که عشق میان خود و همسرتان را در نظر داشته باشید. کسی که مقابل شماست دشمن قسم خوردهتان نیست، بنابراین نیازی نیست با مقابله به مثل کردن او را شکست دهید. او همسر و عشق زندگی شما است و گاهی باید از اشتباهات او بگذرید.
بنابراین بهتر است در لحظههای مختلف زندگی گاهی سکوت کنید و اجازه دهید همسرتان در حالت عادی قرار گیرد و بعد با آرامش با یکدیگر صحبت کنید.
ممکن است در برخی موارد علت رفتارهای همسرتان، بازخوردی به رفتارهای شما باشد؛ بنابراین بهتر است به جای مقابله مثل کردن، از او معذرت خواهی کنید و یا به او حق بدهید.
سعی نکنید در شرایط مختلف بدون شنیدن حرفهای طرف مقابل سریع تصمیمگیری کنید و مقابله به مثل را در پیش بگیرید. لازم است در وجود خود مهارت گوش دادن را تقویت کنید. گوش دادن فعال باعث میشود حرفهای همسرتان را بشنوید و او را درک کنید و پس از اتمام حرفهایش، شما نظرات خود را بگویید.
مقابله به مثل کردن یکی از واکنش های ناپخته ایست که میتواند روابط فرد را با مشکلات و مسائل زیادی روبرو بکند. ما در مواجهه با دیگران طبیعتا تمام نظرات و رفتارهای هم را نمیپسندیم. شاید همین تفاوت هاست که ما را به هم نزدیک میکند. اما گاه این تفاوت ها تبدیل به اختلاف شده و یکی از طرفین را آزار میدهد. کسانی که راهکار مناسبی برای متوجه ساختن رفتارهای آزاردهنده طرف مقابل ندارند، از مقابله به مثل کردن برای نشان دادن میزان آزاردهندگی او استفاده میکنند.
همانطور که در این مقاله خواندید این روش نه تنها موثر نیست بلکه موجب انفصال نیز میشود. پس شما با مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر و تقویت مهارتهای ارتباطی خود میتوانید رفتارهای مناسبتری در چنین شرایطی در پیش بگیرید.
اگر دائم در روابطتان دچار مشکل و اختلاف میشوید، حتما از خدمات مشاوره روانشناسی ذهن نو بهره ببرید. این مجموعه به صورت تلفنی، حضوری و آنلاین به شما خدمات درمانی را با جدیدترین متدهای درمانی ارائه میدهد.
برای دریافت مشاوره در زمینه مقابله مثل کردن در رابطه میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
درک فرزندان نوجوان برای برخی از خانواده ها تبدیل به یک بحران میشود. نوجوانی، دوران بسیار حساسی است که در آن هم خانواده ها و هم خود فرزندان مشکلات زیادی را تجربه میکنند. اما فراموش نکنید که این دوران موقت بوده و بعد از مدتی همه چیز به حالت پایدار در میآید. اما در این دوران با کمی همکاری و همدلی بیشتر خانواده ها با یکدیگر، اوضاع آسانتر میشود. مسائل زیادی در این مورد موثر هستند. به همین دلیل احتمالا کوچک ترین محرکی تبدیل به مشکلی بزرگ میشود. افراد باید به عواقب رفتارهای خود بیشتر فکر کرده برای بهبود شرایط تلاش کنند. تغییرات شناختی و حتی جسمانی این دوران بسیار زیاد بوده به همین دلیل نباید به نوجوان فشار زیادی وارد کرد.
برای دریافت مشاوره در زمینه درک فرزندان نوجوان میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن ثابت با شماره 9099070354 جهت ارتباط با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
منبع: درک فرزندان نوجوان | راه های درک بهتر نوجوانان
شیوه های تربیتی که خانواده ها برای فرزند خود استفاده کرده اند؛ در دوران نوجوانی فرزندشان، شاهد نتیجه آن خواهند بود. به همین دلیل در این مورد باید با دقت بیشتری اقدام کنند. از طرفی شرایطی که نوجوان در این دوران داردغ تنها به خانواده او محدود نمیشود. بلکه از جنبه های دیگر نیز باید درک فرزندان نوجوان را مورد بررسی قرار داد.
بروز برخی از رفتارها طبیعی بوده و نمیتوان به نوجوان در این مورد خرده گرفت. اما بهتر است والدین نیز حد و حدود مشخصی تعیین کرده و قوانین ثابتی برای همه افراد داشته باشند. از طرفی نباید در این مورد افراط کرده و سخت گیری کنند.
اگر والدین، در درک فرزندان نوجوان خود دچار کوتاهی و سهل انگاری شوند؛ قطعا مشکلات زیادی در انتظار آنها خواهد بود. برخی از موضوعاتی که نوجوانان در این دوران تجربه میکنند؛ جبران ناپذیر است و تاثیرات آنها تا پایان عمو از بین نمیرود. به همین دلیل والدین باید در این مورد بسیار دقت کنند.
یکی از مشکلات شایع میان نوجوانان، اعتیاد به انواع مختلف مواد مخدر یا حتی اعتیاد های رفتاری است. برای مثال برخی از آنها به سیگار اعتیاد داشته و برخی دیگر به بازی های کامپیوتری. در هر دو صورت آنها دچار وابستگی روانی و جسمانی هستند که تاثیرشان بر مغز یکسان است. این موضوع تا حد زیادی از عدم درک فرزندان نوجوان نشات میگیرد.
برخی از نوجوانان در این دوران به دلیل رفتارهای نامناسب والدین خود به بروز رفتارهای نامناسب میپردازند. در واقع بزهکاری در این سنین، نتیجه عدم درک فرزندان نوجوان است. حتی برخی از سرپیچی هایی نوجوانان در برابر خانواده در این زمان دارند نیز ناشی از همین موضوع است. در واقع آنان با رفتارهای اشتباهی مخالفت خود را نشان میدهند. فاصله میان اعضای خانواده از اینجا شروع شده و به مرور بیشتر هم میشود.
بعد از گذشت مدتی وقتی نوجوانان از خانواده خود احساس امنیت و آرامش را دریافت نمیکنند و یا خانواده نیز در نوجوان نظم و پایبندی به اصول را مشاهده نمیکند؛ اعضای خانواده نسبت به یکدیگر بی اعتماد شده و از یکدیگر فاصله میگیرند. این شرایط گاهی در خانواده پایدار شده و تا همیشه ادامه مییابد. به همین دلیل برای حفظ حریم خانواده باید درک فرزندان نوجوان توسط خانواده، صورت گیرد.
اما معمولا خانواده ها یا به طور کلی اطرافیان دلایل مختلفی برای درک نکردن فرزندان نوجوان دارند. اما نباید فراموش کنید که درک فرزند نوجوان از اهمیت زیادی برخوردار بوده و باید در این زمینه تلاش کرد. چرا که نوجوان هنوز درک زیادی در دنیای بزرگسالی نداشته و هنوز بسیاری از رفتارهای تحت تاثیر هیجانات و الگوبرداری از دیگران است. معمولا خانواده ها به دلیل مشکلاتی که دارند برای اینکار زمان کافی صرف نکرده و حتی به ان اهمیت نیز نمیدهند.
از طرفی در برخی از خانواده ها والدین نقش خود را به عنوان والد از دست داده و نمیتوانند نظرات خود را اعمال کنند. خانواده ها باید این عوامل را شناسایی کرده و برای یکدیگر وقت بیشتری اختصاص دهند. چرا که اگر آنها نتوانند در این زمینه اقدامی بکنند؛ نباید از فرزندان خود نیز انتظاری داشته باشند.
اما برای درک فرزندان نوجوان و همراهی با آنها در زمینه های مختلف، راهکارهای زیادی وجود دارد. خانواده ها باید در این زمینه اطلاعات و آگاهی کسب کرده و زمان کافی را به ان اختصاص دهند. نوجوانی پر از رفتارهای غیرقابل پیش بینی است. اما اگر والدین از مهارت های کافی برخوردار باشند؛ میتوانند در این زمینه به خوبی عمل کنند.