اختلال شخصیت وابسته یکی از انواع اختلالات شخصیت دسته C است. این افراد وابستگی بسیار زیادی به اطرافیان خود دارند و در صورت عدم وجود حامی، بسیار ناتوان شده و اضطراب شدیدی به سراغشان میآید. در واقع فرد مبتلا از طریق این وابستگی عمیق، نیاز روحی و روانی خود را برطرف میسازد. این افراد معمولا هم خودشان و هم اطرافیان را به شدت آزرده میکنند؛ به همین دلیل لزوم پیگیری و درمان افزایش مییابد. با آگاهی از نشانههای اختلال شخصیت وابسته و روش درمان آن میتوانید هرچه سریعترین این اختلال را در خود یا اطرافیانتان شناسایی کرده و گامی برای درمان بردارید.
منبع: شخصیت وابسته | ویژگی های اختلال شخصیت وابسته
اختلال شخصیت وابسته یکی از انواع اختلالات شخصیت دسته C است. این اختلال شخصیت در رفتار فرد تأثیر میگذارد به گونهای که او در رفتار خود استقلال ندارد و خود را به شدت وابسته به دیگران میداند تا دیگران نیازهای او را چه روحی و چه جسمی تکمیل کنند. در واقع این افراد خودشان برای برآوردن نیازهای خود کاری انجام نمیدهند و همیشه خود را محتاج دیگران میبینند. هر کاری که دیگران میگویند انجام میدهد حتی اگر نادرست باشد. این افراد از تنهایی و جدا بودن از دیگران میترسند و همواره تلاش میکنند دیگران را راضی نگه دارند حتی به بهای ناراضی بودن خودشان تخت کنترل دیگران هستند.
این اختلال 5 درصد از کل اختلالات شخصیتی را شامل میشود و این میزان شیوع در بین خانمها، فرزند آخر خانواده و کسانی که در زمان کودکیشان بیماری جسمی داشتند، بیشتر اتفاق میافتد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، خود را به شدت ضعیف و وابسته به دیگران میپندارند حتی اگر در واقعیت چنین نباشد.
به طور قطعی نمیتوان علت مشخصی برای بروز اختلال شخصیت وابسته میان افراد در نظر گرفت. اما قطعا ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی در آن موثر خواهد بود. به طورکلی در شکل گیری اختلالات شخصیتی، تجربیات خاص افراد بسیار موثر هستند. برخی از دلایل ایجاد کننده این اختلال شامل موارد زیر میشوند.
اختلال یا وسواس کندن جوش یا جای جوش که همان وسواسپوستکنی است، یکی از انواع وسواسهای فکری_عملی است که در آن فرد مبتلا میل شدیدی به کندن جوشهای صورت یا بدن خود دارد. معمولا کندن جوش به قصد بهبود ظاهر پوست انجام میشود، اما با دستکاری و کندن جوشها منجر به بدتر شدن آن و گاه حتی ایجاد زخمهای دائمی میشود. ممکن است این وسواس همزمان باعث کندن زخم، مو یا حتی خود پوست در نواحی مختلف بدن شود، اما تمرکز بیمار بیشتر به جوشهای صورتش است. ریشه این بیماری در اضطراب و کمبود اعتماد به نفس بوده و برای درمان حتما باید به متخصص روانشناسی مراجعه کرد.
منبع: وسواس کندن جوش
اختلال کندن جوش در درستهی اختلالات اضطرابی جای میگیرد و آن را در راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی زیر مجموعهای از وسواس پوست کنی میدانند. در این نوع اختلال اضطرابی فرد به واسطهی افکار اجبار کننده خود، میل افراطی به کندن جوشهای پوستی دارد. افراد مبتلا به اختلال کندن جوش برای کندن از ناخن، فشار انگشتان، سوزن و…. استفاده میکنند و ممکن است ساعتها به این کار مشغول باشند. کندن جوش اغلب تا جایی پیش میرود که آسیبهای جدی به فرد وارد میکند و حتی منجر به خونریزی میشود.
انواع وسواس نشانههای مشترکی دارند که بروز افکار وسواسی و ناتوانی فرد در کنترل و سرکوب آنها یکی از این علائم مشترک است. در ادامه علائم وسواس کندن جوش را به طور خاص شرح دادهایم.
بروز دورههای متناوب کندن جوش که منجر به آسیب به بافت پوست میشوند، از راههای تشخیص این اختلال است. یکی دیگر از علائم این است که فرد تلاش زیادی برای جلوگیری از کندن جوش میکند و اقداماتی در این زمینه انجام میدهد، ولی موفق نمیشود. این نوع وسواس مشکلات جدی در ارتباط با همسالان، پیشرفت شغلی و تحصیلی و عملکرد روزانه به همراه دارد.
زمانی وسواس کندن جوش تشخیص داده میشود که علت پزشکی مانند بیماریهای پوستی و یا بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی وجود نداشتهباشد. بیماران مبتلا به این اختلال تنش زیادی برای کندن جوش خود احساس میکنند و وسوسهی انجام این عمل به سراغشان میآید و بلافاصله پس از کندن جوش احساس لذت، آرامش و رهایی از تنش میکنند.
ابتلا به وسواس کندن جوش دلایل متعددی دارد که با شناسایی و رفع آنها میتوان به درمان نزدیکتر شد. برخی از علل ابتلا به شرح زیر هستند.
یکی از دلایل ابتلا به این اختلال، اختلالات همایندی است که فرد با آنها دست و پنجه نرم میکند. اختلالاتی همچون وسواس فکری عملی، اضطراب و افسردگی میتوانند علت زیربنایی و زمینهساز بروز وسواسکندن جوش باشند.
در نظریه روانکاوی، علت بروز پدیده جوش کندن خشم و تنفر فرد نسبت به وقایع و اطرافیان ذکر شدهاست؛ به این معنا که فرد خشم خود را با کندن جوشهایش نشان میدهد و پس از آن احساس آسودگی میکند.
ناتوانی در مدیریت استرس و تنشها عامل دیگری در بروز وسواس کندن جوش است؛ اغلب کسانی که به این اختلال مبتلا هستند نمیتوانند استرس و هیجانات خود را به شیوهای سالم کنترل کنند به همین خاطر به رفتارهایی مثل کندن جوش روی میآورند.
یکی دیگر از علل ابتلا به این نوع وسواس افزایش دوپامین در بدن است که به دنبال مصرف افراطی موادی همچون شیشه و کوکائین پدید میآید. مصرف این گونه مواد باعث میشود فرد احساس کند چیزی زیر پوستش راه میرود و با کندن جوش ها یا پوستش تلاش میکند تا این حس را از بین ببرد.
وسواس کندن جوش ممکن است در هر سنی رخ دهد، اما معمولا در دوران بلوغ که جوشها در قسمتهای مختلف موجب ظاهری نامناسب میشوند، این رفتار آغاز میشود. این عارضه در شرایطی پیشرفت میکند و شدیدتر میشود که فرد دچار یک عارضهی پوستی مانند جراحت یا عفونت شده و شروع به کندن آن قسمت میکند. با این کار جراحت بیشتر شده و بیمار از بهبود زخم جلوگیری میکند، هر چه بیشتر این کار را ادامه دهد جراحت و خارش پوست تشدید یافته و فرد بیشتر زخمش را میکند و این چرخه ادامه مییابد.
کندن جوش هنگام مواجه با استرس و فشار نیز تشدید مییابد؛ ممکن است فرد یک بار هنگام مواجه با رویداد استرسزا جوشهایش را بکند، با این کار احساس آرامش کند و از آن به بعد برای تجربه آن حس خوشایند این عمل تبدیل به یک عادت و پس از آن یک اختلال میشود.
پیش از پرداختن به درمان باید علت اصلی ابتلا تشخیص داده شود. در صورتی که اختلالات همایند مثل افسردگی، اضطراب و اسکیزوفرنی علت بروز آن باشند، نیاز به مداخلات تخصصی و بالینی روانشناس وجود دارد تا ابتدا این اختلالات رفع شوند و سپس وسواس نیز از بین برود. یکی از روشهای مؤثری که جهت درمان وسواس کندن جوش از جانب متخصصان ارائه میشود، روش وارونهسازی عادت است که در آن تلاش میشود عادت کندن جوش را با عادت دیگری جایگزین کنند.
یادگیری روشها و راهکارهای کنترل استرس از اصول اولیه درمان این نوع وسواس به شمار میرود. از آنجایی که علائم وسواس کندن جوش به دنبال بروز رویدادهای استرسزا هویدا میشوند، بسیار اهمیت دارد که فرد را با استفاده از روشهای مدیریت استرس از بروز این رفتار مصون داشت. اما گاه کنترل و کاهش استرس با وجود مشغلهها و مشکلات زیاد کاری سخت به نظر میرسد؛ در این شرایط بهرهمندی از مشاوره کنترل استرس و کمک گرفتن از فردی آگاه و باتجربه راهگشا خواهد بود.
برای درمان نوع شدید وسواس میتوان از دارو درمانی تحت نظر روانپزشک بهره برد. اغلب داروهای ضد افسردگی و ضدافسردگی سه حلقهای جهت درمان وسواس پوست کنی تجویز میشود. مسئلهای که وجود دارد این است که داروها اغلب عوارضی را به همراه دارند و به بهبودی کامل اختلال نمیانجامند. این داروها تنها به کنترل و کاهش علائم کمک میکنند. بنابراین پیشنهاد میشود از درمانهای شناختی رفتاری و روانکاوی نیز کمک بگیرید. این روشها اثرات دائمی دارند و لازم است تحت نظر مشاور مختصص صورت بگیرند.
هر چه جوشها بیشتر دستکاری شده باشند، احتمال ایجاد جوشگاه بیشتر است، بنابراین علاوه بر درمان وسواس باید به متخصص پوست برای درمان جوشها نیز مراجعه کرد.
برای دریافت مشاوره در زمینه وسواس کندن جوش میتوانید در ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت منزل با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
رفتار با همسر افسرده آن هم زمانی که تشخیص داده شده و همسرتان انتظار دیگهای دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته تشخیص کار متخصصان بهداشت روان است، اما خود شما با مشاهده برخی نشانهها میتوانید پی به رگههای افسردگی ببرید و این گونه او را برای دریافت کمک تخصصی تشویق نمایید.
این را هم بدانید که افسردگی یک نوع اختلال روانی است که علاوه بر زمینه زیستی، عوامل محیطی هم نقش پررنگی در بروز آن دارند. پس رفتار شما با همسرتان در شدت یا بهبود بیماری او تاثیر به سزایی داشته باشد. اما خود را نباید مقصر بدانید تنها کافی است به او نشان دهید که چقدر برایتان سلامتش اهمیت دارد و برای حال خوش او تلاشتان را خواهید کرد.
منبع: رفتار با همسر افسرده
رفتار با همسر افسرده چگونه است؟
رفتار با همسر افسرده از اهمیت بالایی برخوردار است. شاید خیلی نگران شوید که برای درمان افسردگی همسرتان چه کارهایی را باید انجام دهید؛ و مدام در جستجوی راه حل مهم باشید. همسر افسرده شما بی عاطفه و بی تفاوت به نظر میرسد و همین امر باعث ناراحتی شما میشود. برای رفتار با همسر افسرده باید از نشانه های افسردگی آگاه باشید و احساسات او را درک کنید. افراد افسرده شاید به هر چیزی واکنش خسته نشان دهند و رفتار کلافه کننده داشته باشند. حتما در روند بهبودی همسر شما نیز دخیل باشید و او را حمایت کنید. در این مقاله راجع به روش های رفتار با همسر افسرده توضیح داده ایم.
افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانشناختی است که رنج و درد بسیاری را به بیمار افسرده و حتی اطرافیان او وارد میکند. مرد / زن افسرده به شدت احساس غمگینی میکنند، حوصله انجام کارهای روزمره را ندارند و اغلب علاقه مندیهای خود را به موضوعات مختلف از دست میدهند. این مسئله باعث میشود که در ابعاد مختلف زندگی نظیر رسیدگی به امور منزل یا کارهای بیرون از خانه، تربیت فرزندان، برقراری رابطه عاطفی و جنسی با مشکلات متعددی رو به رو شوند.
در نتیجه باید گفت افسردگی هریک از زوجین مسئلهای فردی نیست بلکه افسردگی او کل خانواده و زندگی مشترکتان را تحت تاثیر خود قرار داده. بنابراین باید بتوانید در این شرایط اصول رفتار با همسر افسرده تان را بشناسید و اقدامات مراقبتی لازم را انجام دهید.
افسردگی به معنای پایان راه نیست. بسیاری از کسانی که به این مشکل مبتلا میشوند در صورت برخورداری از حمایت اجتماعی مناسب از جانب اطرافیان و قرار گیری تحت درمانهای مناسب میتوانند بر مشکل خود غلبه کرده و روند بهبودی سریعتری را تجربه نمایند. در ادامه 5 راهکار کاربردی برای رفتار با همسر افسرده آوردهایم.
اعتماد در خانواده مستلزم برخورداری از روحیه همدلی اعضا خواهد بود. به طور کلی افراد در روابط خود به اعتماد نیاز دارند. طبیعی است که گاهی دچار خطا شویم و اعضای خانواده حس اعتماد خود را نسبت به ما از دست بدهند. اما همیشه میتوان جبران کرد. جلب اعتماد و یا مورد اعتماد بودن به عوامل مختلفی بستگی دارد و هر خانواده ای معیار خود را برای آن خواهد داشت. به طورکلی ارتباط قوی میان اعضا، آنها را از انجام کارهایی که سبب لطمه به این موضوع شود؛ باز میدارد. فراموش نکنید که این مفهوم به راحتی به دست نمیآید و از طرفی شاید با کوچک ترین مسئله ای از بین برود. رعایت برخی نکات در خانواده باعث افزایش حس اعتماد و همبستگی بیشتر میان اعضا خواهد شد.
منبع: اعتماد در خانواده | چگونه اعتماد پدر و مادرم را جلب کنم
همه ما همواره تلاش میکنیم که مورد اعتماد خانواده باشیم و آنها را ناراحت نکنیم. در واقع مورد اعتماد واقع شدن یکی از نیازهای عاطفی ضروری انسان است. افراد دوست دارند که دیگران به آنها اعتماد کرده و حس امنیت داشته باشند. اعضای خانواده به دلیل ارتباط بسیار نزدیک، به اعتماد یکدیگر نیاز داشته و باید از همدیگر حمایت کنند. اگر اعتماد در خانواده که کوچک ترین جامعه، محسوب میشود؛ نباشد، افراد در جوامع بزرگتر نیز دچار عدم امنیت روانی خواهند شد.
همانطور که گفته شد؛ هر خانواده ای ملاک های معینی برای ایجاد حس اعتماد در خانواده دارند. برای مثال برخی با راستگویی به فرزند خود اعتماد میکنند و یا اینکه ادب را رعایت کند. اما برخی دیگر معیارهای دیگری دارند. اما به طور کلی برخی از موضوعات مورد تایید اکثریت افراد هستند و همه بر سر آنها توافق دارند. در این قسمت به توضیح برخی از این موضوعات خواهیم پرداخت.
ییتاثیر استرس بر اسپرم و به طور کلی عملکرد جنسی مردان را نمیتوان نادیده گرفت. مطالعات علمی در 20 سال گذشته، ارتباط احتمالی بین استرس روانی و ناباروری را نشان داده است. یعنی مردانی که احساس استرس دارند، احتمالا کاهش تستوسترون، کاهش تعداد اسپرم، تولید غیر طبیعی اسپرم و کاهش تحرک اسپرم را تجربه می کنند که همه این عوامل می توانند در باروری مردان تأثیر زیادی داشته باشند.
ناباروری مردان یک بیماری شایع در بین زوجین است. در حدود 50 درصد موارد، ناباروری زوجین به شریک مرد نسبت داده می شود که عمدتا به دلیل نارسایی در اسپرم زایی است. مطالعات متعددی ارتباط بین کیفیت اسپرم و وجود عوامل استرس زای سبک زندگی مانند حوادث شغلی و… را بررسی کرده اند. به طور کلی این مطالعات شواهدی را ارائه می دهند که کیفیت اسپرم توسط استرس روانی مختل می شود. بنابراین ما در این مقاله قصد داریم، تأثیر استرس بر اسپرم و باروری مردان را مورد بحث قرار دهیم.
منبع: تاثیر استرس بر اسپرم | رابطه اضطراب و باروری مردان
تأثیر استرس روی هر فردی متفاوت است. درحالی که مقداری از آن طبیعی و قابل کنترل می باشد، اما زمانی که این استرس طاقت فرسا می شود، می تواند بر باروری و سلامت کلی افراد تأثیر منفی بگذارد. استرس بر غلظت و مورفولوژی اسپرم و همچنین توانایی آن در بارور کردن تخمک تأثیر می گذارد. محققان با ارزیابی های ذهنی و عینی دریافتند که کیفیت مایع منی با استرس روانی نسبت معکوس دارد. به طوریکه هر چقدر استرس بالاتر برود، کیفیت اسپرم کمتر می شود.
از آن جایی که از بین بردن استرس یک گزینه نیست، بهترین راه حل این است آنچه را که می توانید، کنترل کنید. خوشبختانه تکنیک هایی وجود دارد که می توانید از آن ها برای کمک به کاهش تاثیر استرس بر اسپرم، استفاده کنید. در ادامه برخی از راه هایی که به کاهش استرس کمک می کنند را معرفی کرده ایم:
استرس بخش برجسته ای از هرجامعه ای می باشد و ناباروری به خودی خود استرس زا است. که به دلیل فشارهای اجتماعی، آزمایش، تشخیص، درمان، شکست و حتی هزینه های درمان هستند که با آن همراه می باشند. بنابراین با توجه به اینکه پارامترهای اسپرم به طور بالقوه با استرس مرتبط هستند، وجود استرس می تواند هورمون لوتئینیزه کننده و ضربان تستوسترون را کاهش دهد.
در نتیجه باعث کاهش اسپرماتوژنز و کیفیت اسپرم می شود که این به نوبه خود موجب ناباروری در مردان خواهد شد. تاثیر استرس با اسپرم یک رابطه دو طرف است. درواقع هم کیفیت و میزان اسپرم از استرس تاثیر میپذیرد و هم بروز هرگونه مشکل در این زمینه خود باعث استرس خواهد شد.