مشاوره روانشناسی ذهن نو

مرکز مشاوره ذهن نو برترین مرکز مشاوره روانشناسی در زمینه های مختلف روانشناسی از جمله مشاوره خانواده، ازدواج، کودک، طلاق، خیانت، نوجوان، بلوغ، جنسی و سکس تراپی ، ترک اعتیاد، اختلات روانی و شخصیت و ... می باشد.

مشاوره روانشناسی ذهن نو

مرکز مشاوره ذهن نو برترین مرکز مشاوره روانشناسی در زمینه های مختلف روانشناسی از جمله مشاوره خانواده، ازدواج، کودک، طلاق، خیانت، نوجوان، بلوغ، جنسی و سکس تراپی ، ترک اعتیاد، اختلات روانی و شخصیت و ... می باشد.

زندگی بعد از طلاق

زندگی بعد از طلاق تا مدت‌ها با غم و ناراحتی همراه است. امروزه طلاق به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است در کشورمان رواج یافته و طبیعتا زندگی بعد از آن متفاوت‌تر از زندگی زناشویی می‌باشد. احساس خشم، دلتنگی، حسادت و غم و اندوه از شایع‌ترین احساسات بعد از طلاق است که در صورت عدم کنترل و درمان می‌توانند زندگی فرد را مختل کنند. کمک گرفتن از روانشناس به شما کمک می‌کند تا هرچه سریع‌تر بر این احساسات غلبه کرده و زندگی شاد و معمول خود را از سر گیرید. برای اینکه بدانید چگونه زندگی بهتری بعد از طلاق داشته باشید و با چه مشکلات و چالش‌هایی رو به رو می‌شوید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

 

منبع : زندگی بعد از طلاق

در اوایل زندگی بعد از طلاق چه مراحلی را باید گذراند؟

بعد از طلاق معمولا افراد احساساتی را تجربه می‌کنند که به شرح زیر می‌باشد:

1. مرحله انکار

انکار یک مکانیسم دفاعی جهت کنار آمدن با درد جدایی است چرا که معمولا افراد نمی‌توانند مسئله جدایی را باور کنند. فرد با انکار به خودش دلگرمی می‌دهد و در واقع نمی‌خواهد طلاق خود را بپذیرد.

2. مرحله خشم

حس خشم و عصبانیت از انتخاب و حماقت‌های خود یا اینکه توسط همسرتان پذیرفته نشده‌اید کاملا طبیعی است ولی کنترل نکردن آن می‌تواند اوضاع را بدتر کند مخصوصا اگر فرزندی داشته باشید و کودکتان شاهد درگیری‌ها و بحث‌هایتان باشد. مواظب باشید برخی از وکلاء از حس خشم و عصبانیت شما برای پیش بردن فرآیند طلاق و به دست آوردن امتیاز بهره می‌برند. اینکه بخواهید همسرتان را تنبیه کنید امر طبیعی است اما باید حس خشم خود را کنترل نمایید چرا که ممکن است تصمیمی که برای ساخت زندگی دوباره خود گرفته‌اید نتیجه عکس دهد.

3. زندگی بعد از طلاق | مرحله مذاکره

در این مرحله شما تلاش می‌کنید اتفاقی که برایتان افتاده را بدون تکرار خطاهای گذشته جبران و بازسازی کنید. در این مرحله امکان دارد با شکست مواجه شوید چرا که تغییر سریع شرایط چندان منطقی نیست. جدایی پس از نارضایتی‌ها، مشاجرات و با سپری شدن ماه‌ها یا سال‌ها زندگی بوده است و احتمال اینکه فرد بتواند سریع به زندگی برگردد و اوضاع را حل کند زیاد نیست ولی به تلاش خود ادامه دهید و هرگز ناامید نشوید.

4. مرحله افسردگی

در این مرحله حس تنهایی، غم و منزوی شدن به سراغ فرد می‌آید. اینکه شما دچار افسردگی شوید امر طبیعی است. می‌توانید برای درمان آن به روانشناس مراجعه کرده و از او کمک بگیرید. درمان نکردن افسردگی پیامدهایی را، هم برای خودتان و هم کودکتان در پی خواهد داشت و بر روی فرزندتان تاثیر می‌گذارد. بنابراین بهتر است با کمک روانشناس این آسیب‌ها را به حداقل برسانید.

5. مرحله پذیرش

این مرحله به عنوان آخرین مرحله از اندوه و ناراحتی، هنگامی اتفاق می‌افتد که می‌پذیرید زندگی مشترکتان به پایان رسیده است. امکان دارد برخی اوقات حس خشم و افسردگی به سراغتان بیاید اما شدت آن کمتر خواهد بود و این مسئله نشان می‌دهد که شما برای بازسازی زندگیتان آماده هستید. می‌توانید با شناختن نقاط قوت خود مسیر جدیدی را برای زندگی بهتر شروع کنید و به درجه‌ای برسید که دیگر نسبت به همسر سابق خود کاملا بی تفاوت باشید.

بیشتر بخوانید : آسیب های طلاق

 

کنار آمدن با زندگی بعد از طلاق 

شما دو نفر از هم جدا شده‌اید و نباید آن را فراموش نکنید. علل طلاقتان را به خاطر بیاورید تا حس حسادت و ناراحتی‌تان کنترل شود. همه مشاجره‌ها و دعواهایتان، اختلاف نظرها و رفتارهایی که همسر سابقتان با شما داشته و سبب ناراحتیتان شده را به یاد آورید و همه آن‌ها را یادداشت کنید. اینگونه می‌توانید بهتر فکر کنید که چرا طلاق گرفته‌اید و دیگر نباید به او فکر کنید.

حتی اگر همسر سابقتان ازدواج کرد، سعی کنید درباره روابط زناشویی آن‌ها فکر نکنید و آن دو را، با دوران خوش زندگی خود قیاس نکنید. تجسم این شرایط در ذهن باعث ایجاد حس کمبود بیشتر در شما می‌شود. باید حس بدی که به آن دو را دارید کنار بگذارید زیرا بیرون آمدن از زندگی که دوستش نداشته‌اید انتخاب خودتان بوده است و فکر و خیال مجدد درباره آن جز اثر منفی در شما و زندگیتان هیچ فایده‌ای ندارد.

برای تحمل حس دلتنگی بعد از طلاق چکار باید کرد؟

دلتنگ شدن شما بعد از طلاق حس طبیعی است و وابستگی به شریکتان می‌تواند علل متفاوتی داشته باشد. فرد بعد از جدایی، به خاطرات خوش زندگی مشترکش فکر می‌کند نه به کل آن زندگی. در چنین اوضاعی احساس دلتنگی طبیعی است به خصوص که زمان زیادی از طلاقتان نگذشته باشد و شخص توانایی تصمیم درست در مورد اتفاقات رخ داده را ندارد. شما می‌توانید برای حل آن از مشاور تخصصی بعد از طلاق کمک بگیرید. 

پشیمانی نیز یکی از عواملی است که طلاق را دشوارتر می‌کند، پس بهتر است قبل از طلاق مقاله علل پشیمانی از طلاق را مطالعه نمایید.

 

راهکارهایی برای داشتن یک زندگی خوب بعد از طلاق 

شاید شما ماه‌ها یا سال‌ها با شخصی زندگی مشترک داشته‌اید و صاحب فرزندی باشید یا نباشید. طلاق و جدایی بین ممکن است نظر شما یا همسر سابقتان بوده یا حتی توافقی تصمیم به جدایی گرفته باشید. شاید پس از جدایی، به آرامش رسیده باشید یا قلبتان شکسته باشد و یا همه‌ این احساسات را تجربه می‌کنید. در هر موقعیتی که هستید شاید برایتان دغدغه‌ای ایجاد شده است که چگونه به زندگی بعد از طلاقتان ادامه دهید؟ ما به شما راهکارهایی ارائه می ‌دهیم تا بر احساسات خود مسلط شده و این دوران را به خوبی پشت سر بگذارید. برخی از این راهکارهای عبارتند از:

1. غم و غصه ممنوع

هیچ انسانی دوست ندارد زندگی مشترکش خراب شود و معمولا هیچ فرد سالمی با تفکر به اینکه روزی از همسرم جدا خواهم شد تن به ازدواج نمی‌دهد. در زمان جدایی، حتی اگر طلاق برای هر دو مطلوب باشد، باز هم غمگین هستند. در واقع تجربه زندگی مشترک، چه خوب و چه بد باشد حس اندوه و ناراحتی را برای فرد به وجود می‌آورد. شاید به این مسئله فکر کنید که اشتباه در کجا بوده و یا شاید از کارهای خود پشیمان باشید. درسته که شکست، شکست است اما قوی باشید و با غم و غصه زندگی نکنید. 

2. زندگی بعد از طلاق | بر روی احساسات خود کار کنید

سعی کنید روشی برای توقف احساسات خود در رابطه با خراب شدن ازدواجتان بیابید. این روش می‌تواند حرف زدن درباره احساسات با شخصی دیگر یا تمرکز کردن بر روی فعالیت سالمی باشد که برای شما خوشایند است. اگر قصد ازدواج دارید بار سنگین زندگی سابقتان را با خود به زندگی جدید نبرید. کنار گذاشتن احساسات در یک گوشه بسیار راحت است اما باید روی آن کار نمایید وگرنه روی زندگیتان اثر منفی می‌گذارد. اگ  در برابر درمان و کمک گرفتن از یک متخصص ایستادگی می‌کنید، بهتر است بدانید که درمان به معنی مشکل داشتن یا در بحران بودن نیست و در واقع یک راهکار اصولی می‌باشد که بسیاری از افراد آگاه در چنین شرایطی به آن رجوع می‌کنند.

3. خود را دوست داشته باشید

بعد از طلاق حس نپذیرفتن در فرد به وجود می‌آید. شاید به این دلیل است که فرد تصور می‌کند مشکلی داشته که نتوانسته در رابطه با همسر و زندگی‌‌اش موفق عمل کند. برای اینکه بعد از طلاق حالتان خوب باشد باید روی بدست آوردن اعتماد به نفس، ایمان آوردن و ارزش گذاری به خود کار کنید و به خودتان عشق بورزید.

4. زندگی بعد از طلاق | به سمت علایق گذشته خود بروید

اگر بعد از ازدواج، علایق خود را به دلیل اینکه همسرتان آن‌ها را دوست نداشت کنار گذاشتید و در خودتان تغییراتی ایجاد کردید، اکنون آن‌ها را از سر بگیرید. به عنوان مثال اگر از بیرون رفتن و سفر لذت می‌برید و همسرتان ماندن در خانه را دوست داشت، به دنبال سفر و تفریح بروید و علایق گذشته خود را دوباره شروع کنید.

5. تغییر جدیدی در زندگی خود ایجاد کنید

درست است که طلاق و جدایی مشکلاتی را به همراه دارد اما پس از آن می‌توان همه چیز را تغییر داد. به عنوان مثال می‌توانید یک ورزش جدید را امتحان کنید یا دوباره به دانشگاه برگردید و ادامه تحصیل دهید. اینکه نتوانید همه اتفاقات را سریعا فراموش و رها کنید، امری کاملا طبیعی است. اگر محدودیت‌هایی همچون فرزندان، شغل و مشکلات مالی دارید، نگران و ناامید نباشید چرا که همواره می‌توانید با کوچک‌ترین و ساده‌ترین تغییرات زندگی خود را دگرگون سازید.

6. زندگی بعد از طلاق | از تنهایی نترسید

در واقع تنها بودن به معنی عدم متاهل و عجله نداشتن برای تاهل است نه به معنی گوشه نشینی فرد و ندیدن اشخاص دیگر برای همیشه. افراد زیادی هستند که تنها زندگی می‌کنند و موقعیت اجتماعی خوبی دارند. تنها بودن در یک دوره بعد از طلاق، نه تنها بد نیست بلکه بسیار مفید هم می‌باشد و باعث رجوع به درون، افزایش اعتماد به نفس و علاقه به خود می‌شود.

7. مسئولیت های جدیدی را بپذیرید

هنگامی که متاهل بوده‌اید احتمالا مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم می‌کردید. اکنون بار همه مسئولیت‌ها بر دوش شما خواهد بود و احتمالا همه کارها تمام و کمال انجام نمی‌شود اما مشکلی نیست. اگر همسرتان مسئول امور مالی اعم از کسب، مدیریت و سرمایه گذاری بوده اکنون شما با چالش‌هایی مواجه خواهید بود که انجام این مسئله می‌تواند به شما اعتماد به نفس دهد.

لزومی ندارد تمام کارها را شخصا به عهده بگیرید. می‌توانید از بقیه افراد هم کمک گرفته و اگر در کاری اشتباه کردید از آن تجربه کسب نمایید و دست به سرزنش خود نزنید. مثلا اگر مبلغ بسیاری بابت یک محصول بدون استفاده پرداخت کرده‌اید، نگران نباشید و از این تجربه در خریدهای بعدی خود استفاده کنید. تجربیات در زندگی کمک کننده هستند و مدیریت درست را به شما یاد می‌دهند.

8. کمک گرفتن از روانشناس

و در آخر اینکه بهترین راه برای بازگشت به زندگی بعد از طلاق، کمک گرفتن از یک فرد متخصص یا روانشناس است. روانشناس به شما کمک می‌کند تا احساسات خود را شناسایی کرده و تحت کنترل در آورید. غلبه بر احساسات منفی بعد از طلاق به تلاش و آموزش‌ مهارت‌های سازگاری نیاز دارد و روانشناس شما را در این مسیر یاری می‌کند. برای دریافت مشاوره طلاق کلیک کنید.

 

برای دریافت مشاوره در زمینه طلاق می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

سوالات متداول

زندگی بعد از طلاق برای زنان سخت تر است یا مردان؟

طبق مطالعات انجام شده طلاق برای مردان، زیان بارتر می‌باشد و غلبه بر احساسات منفی برای آنان سخت‌تر از زنان است.

آیا می توان ازدواج موفقی بعد از طلاق داشت؟

بله می توان با مشاوره گرفتن قبل از ازدواج دوم، آینده و زندگی بسیار موفقی برای خود ساخت. 

اختلال دوقطبی نوع یک

اختلال دوقطبی نوع یک دسته‌ای از اختلالات دوقطبی یا مانیک-دپرسیو (یکی از انواع اختلالات خلقی ) است. فرد مبتلا به این اختلال دوره‌های شدیدی از افسردگی و شیدایی را تجربه می‌کند و نوسانات خلقی او به طور واضحی با افراد عادی متفاوت است و بسیار شدیدتر می‌باشد. این اختلال تاثیر بسیار زیادی بر زندگی خود فرد و اطرافیان آنان می‌گذارد به همین دلیل باید چاره‌ای برای درمان آن اندیشید. با آگاهی از علائم اختلال دو قطبی نوع یک، می‌توانید هرچه سریع‌تر آن را تشخیص داده و برای درمان اقدام نمایید. در ادامه مقاله به بررسی کامل این اختلال می‌پردازیم. 

منبع : اختلال دوقطبی نوع یک

اختلال دوقطبی نوع یک چیست؟

اختلال دوقطبی نوع یک، اولین دسته از اختلالات و بیماری دو قطبی است. در حال حاضر ملاک‌های تشخیصی بر اساس کتابچه راهنمای آماری و اختلالات روانی DSM-5 انجام می‌شود. فرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک، دوره‌هایی از افسردگی و دوره‌هایی از خلق بالا یا شیدایی را تجربه می‌کند. مهم‌ترین ویژگی فرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک، نوسان‌ها و تغییرات خلقی شدید بین افسردگی و شیدایی است. برای تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک فرد حداقل باید به مدت یک هفته این نوسانات را تجربه کند و این حالت با نوسان‌های خلقی که مردم عادی تجربه می‌کنند به وضوح تفاوت دارد.

این اختلال به طور میانگین در اواخر دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی پدیدار می‌شود و تقریباً هرکسی ممکن است به این اختلال دچار شود. مهم‌ترین ویژگی اختلال دوقطبی نوع یک این است که در خانواده‌ها جریان دارد، یعنی زمینه ژنتیکی این اختلال بسیار بالاست، به طوری که اگر فردی در یک خانواده به این اختلال مبتلا باشد، احتمال اینکه سایر افراد خانواده به این اختلال دچار شوند، بسیار بیشتر از خانواده‌هایی است که زمینه ژنتیکی در آن‌ها وجود ندارد.

علائم اختلال دوقطبی نوع یک

بیماران دوقطبی بسته به نوع خلق غالبی که دارند علائم متفاوتی پیدا می‌کنند؛ به عنوان مثال افراد در دور‌ه‌های خلق پایین، علائم افسردگی را تجربه خواهند کرد. با این حال مهم‌ترین علائمی که این دسته از بیماران تجربه می‌کنند علائم اختلاصی دوره‌های مانیا یا شیدایی است که عبارتند از:

_پرخاشگری و تحریک پذیری شدید

_ تغییر ناگهانی خلق

_ تجربه خودکشی ناموفق

_پرش افکار، سریع صحبت کردن، پر حرفی و زود صمیمی شدن

_بروز رفتارهای خطرناک

_کم خوابی و پر انرژی بودن

_ولخرجی‌های بسیار و رفتار‌های تکانشی

بیشتر بخوانید : علائم افسردگی

روش‌های درمان اختلال دوقطبی نوع اول

خط اول درمان برای اختلال دوقطبی نوع یک درمان دارویی خصوصا داروی لیتیوم یا سدیم کربنات است. با این حال مصرف همیشگی لیتیوم یا سدیم کربنات می‌تواند مشکلاتی را برای فرد بیمار به وجود بیاورد. از این جهت از داروهای مکمل دیگری مانند کاربامازپین استفاده می‌شود. مهمترین مسئله‌ای که در درمان افراد مبتلا به اختلال دوقطبی باید به آن توجه کرد بحث خانواده و اطرافیان فرد بیمار است.

همانطور که گفته شد خط اول درمان برای فرد مبتلا به دوقطبی استفاده از دارو درمانی است. اما از این جهت که اختلال دوقطبی نوع یک، اختلالی تمام عمر و مزمن است طبیعتاً خانواده و نزدیکان فرد مبتلا دچار مشکلاتی می‌شوند. به همین دلیل درمان‌های روانشناختی که به صورت خانواده درمانی برای آموزش نحوه مدیریت و برخورد خانواده با فرد بیمار انجام می‌گیرد، بسیار حائز اهمیت است. خانواده و نزدیکان فرد بیمار باید زیر نظر یک روانشناس متخصص روش‌های مدیریت و کنترل رفتار خود با فرد بیمار مبتلا به اختلال دو قطبی را فراگیرند.

آیا می‌توان با کسی که اختلال دو قطبی نوع اول دارد ازدواج کرد؟

یکی از پرسش‌هایی که برای بسیاری افراد پیش‌ می‌آید این است که آیا می‌توان با فردی که مبتلا به  اختلال دوقطبی نوع یک است ازدواج کرد یا خیر. در پاسخ باید گفت این مسئله به شدت اختلال فرد مبتلا بستگی دارد. بعضی افراد نوع شدیدی از اختلال را تجربه می‌کنند به طوری که به بستری در بیمارستان نیاز پیدا می‌کنند. برخی دیگر به نوع خفیف‎‌تری از این اختلال مبتلا هستند و صرفاً با مصرف دارو و درمان‌های روانشناختی می‌توانند بر زندگی خود تسلط پیدا کنند. در نتیجه پاسخ به این سوال به مسائل مختلفی بستگی دارد. به شما پیشنهاد می‌کنیم اگر در چنین وضعیتی قرار دارید، برای یک ارزیابی کامل و جامع حتماً به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه نمایید.

اطرافیان چه کمکی می‌توانند بکنند؟ 

در قدم اول برای آن که بتوانید کمکی به عزیزتان بکنید، باید اطلاعات خودتان درباره بیماری دو قطبی را بالا ببرید. در این صورت می‌توانید درک کنید که بیمارتان در دوره افسردگی و شیدایی چه احساس و دیدگاهی دارد. برای مثال باید بدانید که او در دوره افسردگی دیدگاه منفی داشته و امید کمی به زندگی دارد، اما به حمایت و درک شما نیاز دارد. اما در دوره شیدایی، بیمار انرژی زیادی دارد و دست به اقداماتی می‌زند که سلامت او را به خطر می‌اندازند، در این موارد با او ارتباطتان را حفظ کنید و درباره بیماری اش او را آگاه کنید و به او برای کسب مهارت های کنترل هیجاناتش باید کمک کنید. در صورتی که این شرایط غیر قابل کنترل بود حتما از کمک های تخصصی روانشناسان استفاده نمایید.

برای دریافت مشاوره در زمینه اختلالات خلقی و اختلال دو قطبی می توانید در هر ساعت از روز برای دریافت مشاوره افسردگی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

سوالات متداول

آیا اختلال دوقطبی نوع یک قابل درمان است؟

اختلال دوقطبی نوع یک، اختلالی تمام عمر است اما با استفاده از درمان‌های دارویی و روانشناختی می‌توان این بیماری را تا حد بسیار زیادی کنترل کرد. 

تفاوت اختلال دو قطبی با سایر انواع آن در چیست؟

اختلال دو قطبی نوع یک نوسان خلق بین مانیا و افسردگی است و دوره‌های مانیا به قدری شدید است که پیامدهای مخربی به بار می‌آورد. اما در اختلال دو قطبی نوع دو دوره‌های خلق و خوی بالا به مانیا نخواهد رسید. 

برای عضویت در اینستاگرام (ذهن نو) کلیک کنید

آخرین تحقیقات علمی روانشناسی

 ورود به صفحه

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید

تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل

سراسر کشور :9099070354 استان تهران :9092301539

جهت مشاوره تلفنی با موبایل و رزرو وقت حضوری

 شماره تماس با موبایل : 09397993559

منبع : اختلال دوقطبی نوع یک

تاثیر افسردگی بر دیگران

تاثیر افسردگی بر دیگران قابل انکار نیست و حتما اگر فردی در یک خانواده دارای اختلالات روحی و روانی از جمله افسردگی باشد، ممکن است به دیگر افراد خانواده نیز سرایت کند. عوارض بیماری افسردگی همچون بیماری‌های جسمی قابل رویت نیست، اما تاثیرات خود را بر روی ذهن و جسم فرد می‌گذارد. اغلب افراد به دلیل عدم شناخت کامل نسبت به این بیماری، از تاثیراتی که افسردگی بر روی فرد و دیگر افراد خانواده می‌گذارد، آگاه نیستند. در ادامه اطلاعات کاملی از تاثیر افسردگی بر دیگران ارائه داده‌ایم. برای شروع درمان افسردگی کلیک کنید.

منبع : تاثیر افسردگی بر دیگران

تاثیر افسردگی بر دیگران

همانطور که اشاره کردیم افسردگی یک بیماری روحی و روانی است که قابل سرایت به دیگران و به خصوص اعضای خانواده می‌باشد، چراکه فرد افسرده بیشتر زمان خود را با آن‌ها می‌گذراند.

بسیاری از خانواده‌ها اصطلاحا خانواده‌های افسرده پرور هستند و تقریبا در این خانواده‌ها اعضای خانواده دچار افسردگی می‌شوند. اما علاوه بر این ممکن است یک فرد افسرده باعث شود دیگر اعضای خانواده نیز به این بیماری روحی مبتلا شوند.

بیماری افسردگی از نظر عموم بی‌علامت است، اما همین عاملی جهت ادامه دادن به رفتارهای اشتباه است تا جایی که انجام آن‌ها برای اعضای یک خانواده عادی شود و نشانه‌های افسردگی در کل آن‌ها دیده شود.

خانواده‌هایی که نسبت به علائم بیماری افسردگی دارای شناخت باشند، می‌توانند راه نجات از دنیای تاریک افسردگی را نیز پیدا کنند.

بیشتر بخوانید : ازدواج با دوقطبی

عوامل تشدید کننده افسردگی

بیماران افسرده دارای اعتماد به نفس پایینی هستند. اگر بیمار خانواده‌ای داشته باشد که همواره او را سرزنش می‌کنند، در واقع در حال بدتر کردن اوضاع هستند، به گونه‌ای که ضمن تشدید علائم، روند درمان بیماری را نیز کند می‌کنند.

خانواده بیمار افسرده، باید پس از ملاحظه علائم افسردگی و تشخیص متخصصینف برای جلوگیری از بدتر شدن شرایط روند درمان را جدی گرفته و در فرایند درمان بیمار مشارکت داشته باشند و یا حداقل بیمار را ترغیب به پیگیری درمانش نمایند. برای آشنایی با علائم افسردگی کلیک کنید.

سرزنش و احساس ترحم به افسرده می‌تواند شرایط بیماری او را سخت کند، چراکه به او احساس گناه می‌دهد و احساس گناه نیز علاوه بر دامن زدن به غم و اندوه، علائم بیماری را تشدید می‌کند.

فرد افسرده دارای چه اثراتی بر روی دیگران است؟

از آنجایی که نشانه‌های بیماری افسردگی همانند بیماری‌های جسمی قابل رویت نیست، تاثیراتی که بر روی دیگران می‌گذارد، نامحسوس است. در این قسمت از مقاله سعی کرده‌ایم، به برخی از تاثیراتی که فرد مبتلا به افسردگی بر روی دیگر اعضای خانواده می‌گذارد، اشاره کنیم.

  • احساس خستگی می‌کنید، بدون اینکه دلیل آن را بدانید.
  • با ورود به خانه احساس غم و اندوه دارید.
  • از رویارویی با فرد افسرده می‌ترسید، چراکه خلق و خوی او را نمی‌دانید.
  • از فرد مبتلا به افسردگی دوری می‌کنید و انجام کارهایی که او از شما می‌خواهد را سخت و سنگین می‌دانید.
  • دل‌تان نمی‌خواهد پدر، مادر (یا خواهر و برادر و یا همسر) افسرده‌تان، در جمع‌های خانوادگی و یا دوستانه شما باشد.
  • حوصله دیدن و شنیدن حرف‌های بیمار افسرده را ندارید.
  • در انجام کارها نمی‌توانید به اندازه کافی تمرکز کنید.
  • از اینکه اتفاق بدی برای افسرده بیافتد و نتوانید کاری انجام دهید، احساس گناه دارید.
  • دوست دارید در جایی به دور از فرد افسرده زندگی کنید و به اصطلاح دچار دلزدگی از خانه و زندگی خود شده‌اید.
  • وقتی برای فرد افسرده کاری نمی‌کنید، احساس گناه دارید.

تاثیر افسردگی مادر بر همسر و فرزندان

مادر دارای نقش بسیار مهم و پررنگی در خانواده است، به طوری که اگر این عضو کلیدی مبتلا به بیماری افسردگی شود، دارای تاثیر بسیار زیادی بر دیگر اعضای خانواده خواهد داشت.

چراکه مادری که مبتلا به بیماری افسردگی است در واقع حوصله و انگیزه رسیدگی به فرزندان و گذراندن وقت با همسرش را ندارد. به تدریج این مادر باعث می‌شود که همسر و فرزندانش نیز این خلق و رفتارها را تکرار کنند و در واقع به همین راحتی نشانه‌های افسردگی به آن ها نیز منتقل می‌شود. برای آشنایی با نحوه برخورد با افسردگی مادر کلیک کنید.

تاثیر افسردگی پدر بر همسر و فرزندان

پدر نیز همچون مادر نقش موثری در خانواده و تربیت فرزندان ایفا می‌کند. وقتی در یک خانواده پدری مبتلا به بیماری افسردگی است، حوصله و انگیزه کافی جهت کار کردن و کسب در آمد را ندارد. به همین دلیل این دسته از پدران افسرده در تامین مخارج زندگی با مشکل مواجه می‌شوند.

البته باید اشاره کنیم که افسردگی پدر خانواده نیز ناشی از مشکلات اقتصادی و یا مشکلات با همسرشان می‌باشد و پس از ابتلا به بیماری افسردگی نیز سعی می‌کنند ناراحتی‌هایشان را خودشان حل و برطرف نمایند.

پدری که افسرده است، وقت لازم را برای همسر و فرزندان خود اختصاص نمی‌دهد و حتی اگر کودک‌شان در خانه مشغول بازی باشد، با کمترین صدایی واکنش نشان می‌دهند و به تدریج جو خانه را برای ایجاد افسردگی در دیگر اعضای خانواده فراهم می‌کنند. برای مقابله با افسردگی پدر کلیک کنید.

مهم بودن تاثیر افسردگی بر اعضای خانواده

همانطور که اشاره کردیم اگر فردی از اعضای خانواده‌تان به بیماری افسردگی مبتلا می‌باشد، باید برای درمان بیماری او و همینطور جلوگیری از عوارضی که بیماری فرد بر دیگر اعضای خانواده دارد، اقدام کنید.

در رابطه با رفتار با فرد افسرده شما باید سلامت روانی خود و فرد بیمار را در نظر داشته باشید و حتما از روانشناس متخصص در این زمینه نیز کمک بگیرید.

افسردگی یک بیماری جدی روحی است، اما قابل درمان است، سعی نکنید خودتان اقدامی برای برطرف کردن افسردگی بیمار کنید، چراکه ممکن است علائم افسردگی بیمار شدت پیدا کرده و همینطور به دیگر افراد خانواده نیز سرایت کند. از این رو پیشنهاد می‌شود که از مشاوره روان درمانی، درمان‌های شناختی و مشاوره افسردگی استفاده کنید.

برای دریافت مشاوره در زمینه تاثیر افسردگی بر دیگران می‌توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

برای عضویت در اینستاگرام (ذهن نو) کلیک کنید

آخرین تحقیقات علمی روانشناسی

 ورود به صفحه

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید

تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل

سراسر کشور :9099070354 استان تهران :9092301539

جهت مشاوره تلفنی با موبایل و رزرو وقت حضوری

 شماره تماس با موبایل : 09397993559

منبع : تاثیر افسردگی بر دیگران

ارگاسم زنان

ارگاسم زنان یا تجربه اوج لذت جنسی توسط آن‌ها از جمله مسائلی است که عموم مردم اغلب اطلاعات دقیقی در مورد آن ندارند. همین مسئله می‌تواند رضایت جنسی افراد را تحت تاثیر قرار داده و باعث کاهش عملکرد جنسی شود. در حالی که افزایش آگاهی در مورد تجربه ارگاسم در زنان و چگونگی ایجاد آن، به زوجین کمک می‌کند تا بتوانند رابطه جنسی خود را در مسیر بهتری هدایت کرده و لذت بیشتری را برای هر دو طرف رقم بزنند. ما در این مقاله به توضیحات بیشتری در مورد علائم ارگاسم در زنان پرداخته‌ایم و راهکارهایی ارائه کرده‌ایم که می تواند رسیدن به ارگاسم را برای زنان تسهیل نمایند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

منبع : ارگاسم زنان

انواع ارگاسم در زنان چگونه است؟

ارگاسم به تجربه بالاترین حالت از لذت جنسی و رهایی از همه تنش‌های ناشی ازآن گفته می‌شود. این تجربه معمولا در مردان و زنان متفاوت است به طوری که ارگاسم در مردان اغلب با تجربه اجتناب ناپذیر انزال همراه می‌شود. اما در بانوان نوعی انقباض در عضلات واژن اتفاق می‌افتد که می‌تواند با علائم جسمانی دیگری نظیر افزایش ضربان قلب و فشار خون نیز همراه باشد. ارگاسم زنان بر اساس اینکه تحت تاثیر تحریک چه ناحیه‌ای ایجاد شده است به دو دسته کلی واژینال و کلیتورال تقسیم می‌شود.

ارگاسم واژینال به وضعیتی گفته می‌شود که زن از طریق فرایند دخول و با تحریک داخلی واژن به اوج لذت جنسی می‌رسد. اما ارگاسم کلیتورال زمانی اتفاق می‌افتد که زن از طریق تحریک نواحی بیرونی و به خصوص ناحیه کلیتوریس بیشترین لذت جنسی را تجربه نماید. البته ممکن است علاوه بر این دو حالت ارگاسم زنان در شرایط دیگری نیز تجربه شود که از جمله آن‌ها می‌توان به تحریک و لمس نوک سینه‌ها، تجربه ارگاسم در خواب یا در حین انجام فعالیت‌های ورزشی خاص اشاره کرد.

بیشتر بخوانید : ارتباط صحیح با همسر 

ارگاسم زنان و جایگاه آن در مراحل برانگیختگی جنسی

از نظر فیزیولوژیکی، برانگیختگی جنسی در انسان چند مرحله دارد که موارد زیر را در بر می‌گیرد:

– تحریک: زمانی که برانگیختگی جنسی در بدن آغاز می‌شود.

– نقطه اوج: زمانی که تحریکات ادراک شده به بالاترین سطح خود می‌رسند.

– ارگاسم: که باعث تجربه احساس شدید لذت می‌شود.

– فروکش: که در آن تحریکات جنسی کاهش پیدا می‌کنند.

در نتیجه رسیدن به ارگاسم یکی از 4 مرحله اصلی برانگیختگی جنسی در مردان و زنان است. با این حال این تجربه برای زنان تا حد زیادی به کیفیت مراحل قبل بستگی دارد. در واقع زنان اغلب بدون دریافت تحریکات کافی یا پیش نوازی‌های مناسب، نمی‌توانند ارگاسم را تجربه کنند. در مقابل جالب است بدانید زنان درست پس از مرحله فروکش می‌توانند ارگاسم دیگری را تجربه کنند اما مردان برای دست یابی به این امر به مدت زمان خاصی پس از فروکش نیاز دارند. برای آشنایی بیشتر با راه های شناخت بدن همسر خود کلیک کنید.

علائم تجربه ارگاسم در زنان

بسیاری از مردان تمایل دارند که علائم رسیدن به ارگاسم را بشناسند تا به این ترتیب از تجربه اوج لذت جنسی از جانب همسرشان در طول سکس اطمینان خاطر کسب کنند. از جمله این علائم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. علائم جسمی

زنان در حین رسیدن به ارگاسم در یک بازه زمانی کوتاه از نظر فیزیولوژیکی دست خوش تغییرات مختلفی می‌شوند که به شما نشان می‌دهند اوج لذت جنسی را تجربه می‌کنند. از جمله مهم‌ترین علائم جسمانی که در طول ارگاسم بروز می‌یابند، باید به موارد زیر اشاره کرد:

– تند شدن سرعت تنفس

– بالارفتن ضربان قلب

– افزایش دمای بدن

– سفت شدن نوک سینه‌ها

2. علائم هیجانی

در حین رسیدن به ارگاسم اغلب زنان دست خوش هیجانات شدیدی می‌شوند که می‌تواند در قالب احساسات گوناگونی خود را نشان دهد. برای مثال این هیجان زدگی می‌تواند موجب گریه کردن بی دلیل همسرتان شود. در این شرایط بسیار اهمیت دارد که بتوانید آرامش خود را حفظ نمایید و به همسرتان نشان دهید او را درک می‌کنید. قضاوت کردن، سرزنش یا تمسخر زن بابت احساساتی که در حین تجربه ارگاسم از خود نشان می‌دهد، کیفیت روابط جنسی را کاهش داده و در نهایت موجب کاهش عملکرد او در این زمینه شود.

3. علائم رفتاری

علائم رفتاری به الگوهای رفتاری خاص و منحصر به فردی گفته می‌شود که هرکس پس از رسیدن به ارگاسم تمایل به انجام آن دارد. برای شناختن این علائم لازم است که بیشتر در واکنش‌های همسرتان دقیق شوید و ببینید معمولا پس از رسیدن به اوج اذت جنسی چه واکنش‌هایی از خود نشان می‌دهد. برای مثال برخی زنان بعد از تجربه ارگاسم به خواب می‌روند یا برخی دیگر تمایل دارند همسر خود را در آغوش بگیرند.

بیشتر بخوانید : آشنایی با بدن زنان | ویژگی های منحصر به فرد زنان

کمک به تجربه ارگاسم در زنان

برای اینکه زنان بتوانند بیشترین لذت را از رابطه جنسی ببرند و همراه با همسرشان ارگاسم را تجربه نمایند، کمک گرفتن از برخی راهکارها می‌تواند موثر باشد. ما در ادامه به چند مورد از آن‌ها اشاره کرده‌ایم. توصیه می کنیم مقاله به اوج لذت رساندن زنان را نیز مطالعه نمایید.

1. طولانی کردن مدت رابطه جنسی

بررسی‌ها نشان می‌دهند زنان برای رسیدن به اوج لذت جنسی نسبت به مردان به زمان بیشتری نیاز دارند. در نتیجه لازم است کمی به همسرتان فرصت دهید و به رابطه جنسی به عنوان یک فرایند مکانیکی کوتاه مدت نگاه نکنید. کمی طولانی‌تر کردن رابطه جنسی از طریق معاشقه و پیش نوازی بیشتر می‌تواند فرصت کافی را برای تجربه ارگاسم در اختیار زن قرار دهد و او را به لذت بیشتری برساند.

2. صحبت کردن در مورد خواسته ها و نیازهای جنسی

بسیار اهمیت دارد که بتوانید در مورد خواسته‌ها و نیازهای جنسی خود به طور واضح و شفاف با یکدیگر صحبت کنید. زمان‌هایی را برای بیان احساسات و نیازهای جنسی خود اختصاص دهید و بگذارید همسرتان نیز در این باره آزادانه صحبت کند. توجه داشته باشید که هرگز دیگری را به خاطر خواسته‌هایش سرزنش نکنید و هم چنین برای رفع نیازهای خود او را تحت فشار نگذارید. هرچقدر بتوانید آزادانه تر در برابر یکدیگر رفتار کنید احتمال تجربه لذت بیشتر می‌شود. در نتیجه رسیدن به ارگاسم نیز برای زن محتمل‌تر خواهد بود.

3. ابراز کلام های محبت آمیز در طول رابطه جنسی

بررسی‌ها نشان می‌دهند بسیاری از زنان از شنیدن کلام‌های محبت آمیز در طول رابطه جنسی لذت می‌برند و در این شرایط راحت‌تر به ارگاسم می‌رسند. در نتیجه بهتر است در طول رابطه جنسی این نیاز را در همسرتان بررسی کنید و در ابراز کلام‌های محبت آمیز خساست به خرج ندهید.

4. امتحان کردن پوزیشن های متنوع

بسیار اهمیت دارد که در رابطه جنسی خود همواره به صورت یک نواخت و قابل پیش بینی عمل نکنید. امتحان کردن پوزیشن‌های جنسی جدید و متنوع به شما کمک می‌کند تا بتوانید واکنش‌های همسرتان را بیشتر کشف کنید و ببینید در چه وضعیتی تحریک بیشتری را احساس می‌کند.

5. کار کردن بر بهبود رابطه عاطفی

عملکرد جنسی بسیاری از بانوان تحت تاثیر کیفیت رابطه عاطفی آنان قرار دارد. در نتیجه برای اینکه به تجربه اوج لذت جنسی در همسرتان کمک کنید، بهتر است به رابطه خود بیرون از بستر نیز دقت داشته باشید و تلاش کنید کیفیت ارتباط عاطفی‌تان را نیز بالا ببرید.

برای دریافت مشاوره در زمینه مسائل زناشویی می‌توانید در ساعت از روز برای مشاوره جنسی تلفنی از طریق شماره 02166419012 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.

سوالات متداول

آیا ناتوانی در رسیدن به ارگاسم اختلال است؟

بله، عدم تجربه ارگاسم یکی از اختلالات جنسی شایع در بین بانوان است که عملکرد آن‌ها را در رابطه زناشویی تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه روان شناسان متخصص در حیطه سکس تراپی به کمک روش‌های مختلفی از جمله درمان شناختی رفتاری می‌توانند به افراد کمک کنند تا این مشکل را برطرف نمایند. برای دریافت مشاوره جنسی کلیک کنید.

آیا ممکن است ناتوانی در رسیدن به ارگاسم ناگهانی ایجاد شود؟

اختلال ارگاسمی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود. در نوع اولیه فرد هرگز ارگاسم را تجربه نکرده است اما در نوع ثانویه فرد پس از تجربه یک دوره عملکرد طبیعی دیگر نمی‌تواند ارگاسم را تجربه کند. این شرایط می‌تواند به طور ناگهانی و به دلیل تجربه مسائلی نظیر تنش زیاد در رابطه ایجاد شود.

برای عضویت در اینستاگرام (ذهن نو) کلیک کنید

آخرین تحقیقات علمی روانشناسی

 ورود به صفحه

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید

تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل

سراسر کشور :9099070354 استان تهران :9092301539

جهت مشاوره تلفنی با موبایل و رزرو وقت حضوری

 شماره تماس با موبایل : 09397993559

منبع : ارگاسم زنان

حد و حدود رابطه با خانواده همسر را چطور حفظ کنیم

حد و حدود رابطه با خانواده همسر را چطور مشخص کنیم؟ این یکی از مهم‌ترین سؤالاتی است که باید از ابتدای زندگی به آن جواب بدهید. اگر شما بیش‌ازحد با خانواده همسرتان ارتباط داشته باشید دیر یا زود با دخالت‌ها و مشکلات بسیاری مواجه می‌شوید. اما اگر رابطه خود را کم کنید چطور؟ در این صورت هم مشکلات دیگری به‌خصوص اختلاف با همسرتان پیش خواهد آمد. پس بسیار مهم است که رابطه با خانواده همسرتان را در یک حالت تعادل نگه دارید. اما برای بسیاری از ما سؤال این است که چطور باید این مرزها را حفظ کرد؟ یا اصلاً حدود روابط با خانواده همسر چیست؟ برای اینکه بتوانید جواب این سؤال را پیدا کنید بهترین راه این است که از یک مشاور خانواده کمک بگیرید. مشاورین با بررسی شرایط خاص زندگی شما می‌توانند بهترین راهکار را ارائه کنند. برای دریافت مشاوره خانواده کلیک کنید.

منبع : حد و حدود رابطه با خانواده همسر را چطور حفظ کنیم

حدود روابط با خانواده همسر

اولین سؤالی که باید برای آن جواب پیدا کنیم این است که منظورمان از حد و حدود رابطه با خانواده همسر چیست؟ یا به‌عبارت‌دیگر مرز بین یک رابطه خوب و بد کجاست؟

حریم خصوصی خانواده‌تان را حفظ کنید

اصلی‌ترین موضوعی که برای تعیین حدود رابطه باید در نظر بگیرید این است که حریم خصوصی‌تان را حفظ کنید. مسائل مربوط به خانه شما باید همیشه داخل خانه بمانند. بهتر است با همسرتان هم راجع به این موضوع صحبت کنید؛ از او بخواهید که بدون مشورت با شما چیزی را با خانواده خود در میان نگذارد. هنگامی‌که شما مسائل زندگی خود را برای دیگران بازگو می‌کنید درواقع به آن‌ها اجازه می‌دهید که راجع به زندگی شما نظر بدهند. این وضعیت دیر یا زود مشکلات بسیاری را در زندگی شما به وجود خواهد آورد.

حدود رابطه با خانواده همسر | دعوا کردن ممنوع

بسیاری از زوجین به‌اشتباه اختلاف و دعوای خود را با خانواده همسر در میان می‌گذارند؛ یا حتی در مقابل آن‌ها با یکدیگر بحث می‌کنند. به خاطر داشته باشید که هر مشکل یا اختلاف‌نظری بین شما و همسرتان باید در خانه خودتان و صرفاً بین شما دو نفر حل شود. شما به‌هیچ‌عنوان نباید خانواده همسرتان را داخل این مسائل بکنید. هرچه نباشد آن‌ها خانواده همسرتان هستند و اگر ببینند شما با او بدرفتاری می‌کنید از این موضوع ناراحت می‌شوند. این شرایط می‌تواند احترام و رابطه دوستانه شما را تخریب کند. در صورتی که این دعوا بین شما و خانواده همسرتان هست، حتما باید اقدام جدی کنید، برای شروع مقاله رفع دعوای خانوادگی را بخوانید.

اجازه دخالت ندهید

وقتی خانواده همسرتان می‌خواهند راجع به مسائل زندگی شما صحبت کنند نظراتشان را مؤدبانه بشنوید اما هرگز به آن‌ها اجازه دخالت ندهید. یادتان باشد که دخالت از موضوعات کوچک شروع می‌شود و به‌تدریج آن‌ها به خودشان اجازه می‌دهند در مسائل بزرگ‌تر هم دخالت کنند. اگر خانواده همسرتان در زندگی شما دخالت می‌کنند با احترام دلایل خود را برای آن‌ها توضیح دهید و بگویید که می‌خواهید با توجه به تصمیم خودتان عمل کنید.

مؤدب باشید

یکی از نکاتی که باید به‌عنوان مرز با خانواده همسر در نظر داشته باشید این است که همیشه در محدوده ادب رفتار کنید. شوخی‌های بیش‌ازحد یا استفاده از کلام غیرمؤدبانه می‌تواند حدومرز شما و خانواده همسر را تحت تأثیر خود قرار دهد. درنتیجه همیشه در رفتار و صحبت کردن خود با خانواده همسر مرزها را رعایت کنید. حتی اگر آن‌ها از شوخی یا هر عبارتی در کلام خود استفاده می‌کنند شما نباید این کار را تکرار کنید. پیشنهاد می‌شود مقاله های زیر را بخوانید.

رفتار با پدر زن

چطور حدود رابطه با خانواده همسرم را حفظ کنم؟

همان‌طور که گفتیم حدود رابطه با خانواده همسر قوانینی دارد. اما سؤال این جاست که چه راه‌هایی برای حفظ این حدود وجود دارد؟ در ادامه بعضی از مهم‌ترین راهکارها را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.

رفت‌وآمدها را مدیریت کنید

اولین چیز در کنترل یک رابطه، میزان در ارتباط بودن شما و طرف مقابل با یکدیگر است. رفت‌وآمد بیش‌ازحد باعث می‌شود به‌سختی بتوانید بسیاری از مرزها را کنترل کنید. درنتیجه سعی کنید از روز اول این حدومرزها را رعایت کنید. بهترین راهکار این است که با همسرتان راجع به دیدن خانواده‌ها صحبت کنید و به‌صورت توافقی یک روز در هفته را برای بودن در کنار خانواده همسر و یک روز را برای بودن در کنار خانواده خودتان در نظر بگیرید. مهم‌ترین نکته این است که بتوانید این قانون را در زندگی خود نگه دارید. اگر به بهانه‌ها و دلایل مختلف رفت‌وآمدها بیش از این شود باز هم کنترل اوضاع از دستتان خارج می‌شود.

به‌اندازه کمک کنید

یکی از اشتباهات بسیاری از دختران و پسران این است که بیش‌از وظیفه عروس یا داماد به خانواده همسر کمک می‌کنند. این کار شما باعث ایجاد انتظاراتی می‌شود که در آینده به‌سختی می‌توانید آن‌ها را کنار بگذارید. یا کنار گذاشتن آن‌ها باعث بروز درگیری و اختلاف خواهد شد. درنتیجه همیشه جانب تعادل را در کمک کردن به خانواده همسر نگه دارید.

مستقل زندگی کنید

یکی از اصلی‌ترین راهکارها برای اینکه بتوانید حدود رابطه خود را با خانواده همسر کنترل کنید این است که مستقل از آن‌ها زندگی کنید. زندگی مستقل تنها به داشتن یک خانه جدا ختم نمی‌شود. ناتوانی در تأمین هزینه‌ها هم به خانواده همسر شما اجازه می‌دهد در همه امور دخالت کنند. به‌علاوه اگر همسرتان از آن دسته شخصیت‌هایی است که هنوز به بلوغ و پختگی لازم نرسیده و مسائل زندگی را همیشه با خانواده خود در میان می‌گذارد این کار باعث می‌شود تا شما نتوانید استقلال پیدا کنید. به همین خاطر است که روانشناسان معتقدند استقلال، علاوه بر مسائل مالی، بلوغ فکری و شخصیتی را هم شامل می‌شود.

همیشه دنبال همسرتان نباشید

قرار نیست همسرتان همیشه و فقط زمانی که شما به دیدن خانواده‌اش می‌روید آن‌ها را ببیند. یکی از راهکارها برای حفظ مرزها با خانواده همسرتان این است که اجازه بدهید گاهی اوقات هم همسرتان تنها به دیدن خانواده‌اش برود.

حد و حدود رابطه با خانواده همسر و زمان نیاز به مشاوره

حفظ حدومرز ارتباط با خانواده همسر یکی از مسائل مهمی است که اگر به دنبال یک زندگی آرام هستید باید به آن توجه داشته باشید. رابطه بیش‌ازحد یا کمتر از حد معمول می‌تواند مشکلات بسیاری را میان شما و همسرتان ایجاد کند. بااین‌حال بسیاری از ما به دلیل مسائل فرهنگی و حفظ آداب، ضعف اعتمادبه‌نفس یا هر دلیل دیگری نمی‌توانیم مرزهای رابطه را به‌درستی مشخص کنیم. در این شرایط بهترین راهکار این است که از یک مشاور کمک بگیرید. مشاورین با استفاده از دانش و تجربه‌ای که درزمینهٔ درمان‌های خانوادگی دارند به‌خوبی می‌توانند به شما کمک کنند که در شرایط حال حاضر چطور مشکلات خود را حل کنید.

به‌علاوه مشاورین به دلیل اینکه عضو خانواده شما یا همسرتان نیستند بدون طرفداری راجع به شرایط قضاوت می‌کنند. و شما هم می‌توانید بدون ترس از قضاوت شدن راجع به مشکلاتتان با آن‌ها صحبت کنید. به همین خاطر کمک گرفتن از مشاور می‌تواند یکی از بهترین راهکارها برای تعیین حدومرز با خانواده همسر باشد.

برای دریافت مشا وره در زمینه خانواده می توانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی خانواده با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02166419012 تماس بگیرید.

سؤالات متداول

چطور می‌توانم حد و مرز رابطه با خانواده همسرم را نگه دارم؟

سعی کنید در درجه اول رفت‌وآمدها را مدیریت کنید. پس‌ازآن اجازه دخالت به خانواده همسر ندهید، به‌اندازه کمک کنید و همین‌طور کمک گرفتن از مشاور خانواده می‌توانند راهکارهای مناسبی باشند.

برای عضویت در اینستاگرام (ذهن نو) کلیک کنید

آخرین تحقیقات علمی روانشناسی

 ورود به صفحه

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید

تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل

سراسر کشور :9099070354 استان تهران :9092301539

جهت مشاوره تلفنی با موبایل و رزرو وقت حضوری

 شماره تماس با موبایل : 09397993559

منبع : حد و حدود رابطه با خانواده همسر را چطور حفظ کنیم