تاثیر دعوای والدین بر فرزندان حتی از دورانبارداری وجود دارد، بنابراین باور به اینکه کودک متوجه حرفهای ما نمیشود به طور کل اشتباه هست. چرا که کودک تنش و ناامنی را به طور کامل درک میکند. متاسفانه بحث و مشاجره بین پدر و مادردر تعداد زیادی از خانهها مشاهده میشود، اما اگر این منازعه به اندازهای شدت بگیرد که جو منزل را متشنج کرده و رفتار و احساسات کودکان را هم تحت تاثیر قرار دهد، در این صورت اثرات پایداری بر شخصیت و رفتارهای کودک در آینده، بالاخص کودکی که در سنین رشد و نمو قرار داشته و میبایست که از محیط اطراف خود درس و الگو بگیرد، بر جای بگذارد. چنین دعواهایی کودک را به شخصیتی مشوش، نگران، مضطرب، آزرده و پرخاشگر تبدیل میکند و در مواردی آنها را منزوی کند. برای آشنایی بیشتر با آثار پرخاشگری والدین کلیک کنید.
فهرست مطالب
برای دریافت مشاوره در زمینه تاثیر دعوای والدین میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره آنلاین با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
تاثیر دعوای والدین بر کودکان را نباید نادیده گرفت. گاهی والدین نمیدانند دعوای آنها چه بلایی بر سر احساسات و رفتار و شخصیت کودک خواهد گذاشت و چه آینده نابهنجاری را برا ی او رقم خواهد زد؛ پس بی محابا به بحث و دعواهای خود ادامه میدهند. در ادامه به مهمترین تاثیر دعوای پدر و مادر بر کودکان اشاره کردهایم.
برای آشنایی با نحوه آموزش پدر و مادر کلیک کنید.
کودکانی که دائم در محیطهای پر تنش و فضاهای آکنده از تنفر و ناسزا قرار دارند، رفته رفته به گوشهگیری و دوری از جمعیت روی آورده و از اعتماد به نفس کافی برای خود اظهاری و ابراز وجود برخوردار نخواهند بود. از آن جایی که این بچهها روش صحیح محبت و عشق ورزیدن و دوست داشتن و دوست داشته شدن را به عینه ندیدهاند و فرصتی برای بیان احساسات و حالات درونی خود نداشتهاند، در نتیجه با گذشت زمان و رشد و پا گذاشتن به سنین نوجوانی و جوانی، درک درستی از مفهوم عشق و دوست داشتن نخواهند داشت و ممکن است به اشتباه دچار لغزش شده و به بیراهههای اخلاقی کشانده شوند.
تاثیر دعوای والدین بر جنبههای مختلف ذهن کودک و درک او از محیط اطراف متغیر بوده و بستگی به سن کودک و میزان درک او از اتفاقات پیرامون و همچنین نحوه برخورد پدر و مادر با مسائل متفاوت خواهد بود.
گاه والدین میپندارند که چون کودک سنش پایین است و هنوز به طور کامل رشد و تکامل نیافته؛ بنابراین از این دعواها چیزی متوجه نخواهد شد. در صورتی که بچه با شنیدن جدلها و قرار گرفتن در محیط تنشزا، رفتار او هم تحت تاثیر این مجادلات شکل گرفته و او را به فردی نامتعادل، آسیب پذیر، عصبی، خود رای و بی اعتماد تبدیل خواهد کرد. در این زمان والدین باید به مشورت با یک مشاور و راهنما بپردازند تا به ریشه یابی و پیدا کردن علت اصلی این دعواها پرداخته و کارهای لازم جهت جبران اثرات سو اعمال شده بر کودک را انجام دهند و دیگر آن اعمال را انجام ندهند.
کودک وقتی در محیطی قرار میگیرد که در آن دو نفر از نزدیکترین و مهمترین افراد زندگی خود را در حال جنگ و نزاع با یکدیگر مییابد، در ذهن خودشروع به مسئله سازی و تحلیل کرده و سرانجام یکی از والدین را به عنوان مسئول ایجاد این آشفتگی و ناآرامیها برمیگزیند. در چنین حالتی، کودک به آن والدی که او را مقصر شناخته بی اعتماد شده و سعی میکند از او دوری کند و بیشتر طرفدار و حامی والد دیگر خود باشد. این جدایی افتادن بین کودک و والد باعث بیاعتمادی کودک نسبت به او و سرپیچی کردن از دستورات او میشود که اگر ادامه یابد میتواند به رفتار مشابهی از طرف کودک در سنین بزرگسالی هم بیانجامد.
کودکی که مدام در معرض تنش و استرس قرار داشته باشد، مشکلاتی در سیستمهای داخلی بدن او ایجاد میشود که منجر به بی خوابی، سردرد، درد شکم، دلپیچه، معده درد و بی اشتهایی او میشود. وجود استرس و تنیدگی در بدن افراد میتواند سیستم ایمنی بدن را مختل کرده و ضعیف کند. در نتیجه این کودکان بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار، آلرژیک و حساسیتی، عفونتهای مختلف و … خواهند بود.
پدر و مادر هر کس به عنوان اولین و بهترین الگوهای دوران کودکی هستند و ما بسیاری از رفتارهای تکاملی و تطابقی خود در دوران کودکی را از آنها فرا گرفتهایم. چنانچه الگوی کودکان حاضر در خانوادههایی با جو پر تنش و ستیز والدینشان باشند، آنان هم سعی میکنند رفتارهای مشابهی، همچون پرخاشگری و کینه توزی را فرا گرفته و در زندگی خود پیاده کنند که امری کاملا اشتباه و روش تربیتی غیراستاندارد و زیانباری برای پرورش کودک در خانواده میباشد. این کودکان در آینده اگر به مشکلی بر بخورند به جای تفکر و یافتن راه حلی برای از میان بردن آن مشکل، با پرخاشگری تمام از وضع موجود شکایت داشته و در عین حال حرکتی برای بهبود اوضاع خود هم انجام نخواهد داد.
از آن جا که کودک هنوز در حال رشد و تکامل بوده و به رابطه علت و معلولی بین پدیدهها آگاهی ندارد، ممکن است حین دعوا خود را مقصر آن بحث دانسته و احساس گناهی معصومانه وجودش را فرا بگیرد. در این حالت هم کودک گوشه گیر میشود و کمتر در جمع خانواده حاضر خواهد شد که مبادا دعوای دیگری را سبب شود و همین انزوا خود زمینه ساز مشکلات اخلاقی و رفتاری بعدی در کودک خواهد شد.
یکی دیگر از انواع تاثیر دعوای والدین روی فرزندان شامل افت تحصیلی میشود. در این حالت کودکان نمیتوانند تمرکز کافی روی تحصیل خود داشته و برای درس خواندن آرامش ندارند. از این رو دچار مشکلات تحصیلی شده و در مدرسه هم دچار مشکل میشوند.
والدین ممکن است با یکدیگر به مشکل برخورده و شروع به دعوا کردن بکنند. در واقع این موضوع در میان زوجین اجتناب ناپذیر است. اگر آنها بدانند که چطور باید مشکلات شان را حل کنند؛ هیچ آسیبی به فرزندان وارد نخواهد شد. اما در صورتی که این موضوع با بی احترامی کلامی یا ناسزاگویی، تهدید، آسیب فیزیکی، قهر طولانی مدت، ترک کردن خانه و چنین رفتارهایی همراه باشد؛ قطعا سالم نبوده و تاثیرات شدیدتری روی کودکان میگذارد.
برخی از نشانه ها کاملا حاکی از آنند که فرزند در حال تجربه تروما به دلیل دعواهای والدینش است. با وجود چنین علائمی حتما باید در این زمینه اقدام کرد.
برای اینکه تاثیر دعوای والدین روی فرزندان را به حداقل برسانید؛ میتوانید از روش های زیر استفاده کنید.
اگر شما فردی هستید که در معرض تاثیر دعوای والدین قرار دارید؛ بهتر است برای محافظت از خود، از این روش ها استفاده کنید.