عقده مسیح یا ناجی به حالتی گفته میشود که افراد در آن تمایل دارند نجات دهنده دیگران بوده و همواره کمک کننده باشند. با اینکه به طور کلی این تمایل در همه ما وجود داشته و به طور فطری نیاز داریم تا در کنار دیگران باشیم؛ اما این موضوع در برخی افراد به قدری شدید است که تبدیل به عقده روانی شده و آنان را در معرض مشکلات گوناگونی قرار میدهد. بله! کمک کردن به دیگران همیشه هم خوب نیست. در واقع چنین افرادی گاهی شرایط خود را نادیده گرفته و تنها به فکر دیگران هستند. این حالت ذهنی حتی خود افراد را نیز آزار داده و باعث میشود تا مورد سواستفاده قرار گیرند. از این رو بهتر است با این تله آشنا شده و با آن مقابله کنند. برای دریافت مشاوره فردی کلیک کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه عقده مسیح میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
منبع: عقده مسیح
عقده ناجی با نام سندرم شوالیه نیز شناخته میشود. البته ذکر این نکته نیز اهمیت دارد که عقده مسیح با کمی احساس خودخواهی نیز همراه است. چرا که افراد تمایل دارند تا با کمک کردن به دیگران دیده شده و یا حتی بر آنها احساس قدرت و برتری داشته باشند. شاید نیت آنها خوب باشد؛ اما به دلیل اینکه عمل کمک کردن را به شکل درستی انجام نمیدهند؛ نمیتوان به طور کامل اسم آن را حمایت کردن و یا نجات دادن دیگران گذاشت. آنان گاهی تنها نقش ناجی را بازی میکنند. اما در باطن به دنبال ارضا کردن نیازهای روانی خود هستند. برای آشنایی با طرحواره ایثار کلیک کنید.
ابتلا به عقده مسیح با بروز نشانه هایی همراه است که با دقت کردن به آنها میتوانید متوجه شوید که افراد واقعا قصد کمک کردن به شما را دارند و یا تنها به مبتلا به یک عقده روانی هستند. در این قسمت به توضیح مقتصر این نشانه ها میپردازیم. برای آشنایی بیشتر با انواع عقده های روانی کلیک نمایید.
اصلی ترین نشانه ابتلا به عقده مسیح ، تمایل زیاد به کمک کردن به دیگران است. در واقع آنها دنبال هر فرصتی میگردند تا به فردی دیگر کمک کنند. اما آنان در این راه خود را فدا کرده و یا زیاده روی میکنند.
میتوان گفت که آنان با کمک کردن به دیگران به دنبال راهی برای افزایش اعتماد به نفس و یا حتی ایجاد حس ارزشمندی و کارآمدی در خود هستند. در بیشتر موارد افرادی که مبتلا به عقده مسیح هستند؛ احسا خوبی به خود نداشته و عزت نفس پایینی دارند. و با کمک کردن به دیگران به صورت افراطی به دنبال رفع این نیاز هستند.
بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است؛ افرادی که مبتلا به اختلالات خوردن هستند؛ بیشتر احتمال دارد که به عقده مسیح دچار شده و به دنبال نوع دوستی بیمارگون باشند.
با ابتلا به عقده مسیح افراد نسبت به نیازهای شخصی دیگران احساس مسئولیت کرده و به آنها کمک میکنند تا این نیازها را برآورده کنند. حتی اگر آنها نیازهای مخربی باشند. در واقع میتوان گفت علاقه به کمک کردن به دیگران منحصر به آشنایان نشده و آنها در مقابل افراد غریبه نیز احساس مسئولیت دارند.
افراد مبتلا به عقده مسیح معمولا حیوانات زیادی داشته؛ اما به درستی از آنها مراقبت نمیکنند. در واقع آنان تصورمیکنند که در حال انجام عملی خیر هستند. اما در واقعیت اینطور نیست به حیوانات آسیب میزنند.
چنین افرادی تصور میکنند صلاح دیگران را بیشتر از خودشان میدانند. حتی اگر دیگران درخواستی برای کمک نکرده باشند؛ بازهم آنان خود را دخالت داده و سعی میکنند که نظر خود را تحمیل کنند.
همانطور که پیش تر هم به آن اشاره شد؛ در پس این ظاهر خیرخواه و مهربان، فردی است که نیاز به تجربه احساس قدرت دارد. گاهی آنان از کمکی که به دیگران کرده اند؛ سواستفاده کرده و خود را از آنان برتر میدانند. و یا انتظار جبران کردن دارند.
معمولا افرادی که نژادپرست هستند و نژاد خود را برتر از دیگران میدانند؛ بیشتر به عقده مسیح مبتلا میشوند. برای مثال برخی از سفیدپوستان تصور میکنند که برتر از سیاه پوستان هستند؛ از این رو در شرایط مختلف بر اساس ترحم به آنها کمک میکنند.
ابتلا به اختلالات هذیانی نیز از دیگر نشانه های ابتلا به عقده مسیح است. در نوعی از هذیان که به مگالومانیا گفته میشود؛ افراد نیاز شدید به تحسین شدن داشته و احساس میکنند بسیار مهم تر آنچه هستند؛ میباشند. در برخی دیگر از اختلالات روانی مانند دوقطبی یا اسکیزوفرنی نیز شاهد بروز چنین نشانه ای هستیم.
طبیعی است که عقده مسیح با بروز پیامدهایی برای افراد همراه است. کمک کردن به دیگران با اینکه خوب است؛ اما آنها باید به آن نیاز داشته باشند. در غیر اینصورت باید منتظر بروز مشکلات مختلفی باشید.
قرار گرفتن در معرض خطر در صورت نجات دیگری
احساس فشار روانی شدید در صورتی که نتوانید دیگری را نجات دهید
نادیده گرفتن نیازهای خود به دلیل کمک کردن به دیگران
فرسودگی زودتر از موعد
تاثیر بر روابط شخصی
تاثیر منفی بر دیگرانی که واقعا نیاز به کمک دارند
حتما مقاله فرشته نجات کسی نشوید را بخوانید.
اما چطور میتوان با افرادی که عقده مسیح دارند برخورد کرد و یا آنان را نجات داد؟ اینکار کمی دشوار است. چرا که آنان از وجود چنین مشکلی درون خود باخبر نیستند و یا در مورد آن انکار دارند. اما از آنجایی که این مشکل در بیشتر موارد از ابتلا به اختلالات روانی دیگر نشات میگیرد؛ افراد باید حتما از یک روانشناس کمک گرفته در کنار آن از روش های زیر نیز استفاده کنند.
شنونده فعال باشید: در حین بیان مشکل توسط دیگران، قبل از انجام هر اقدام عجولانه ای، در ابتدا تنها گوش دهید. زمانی که به درستی به حرف های دیگران گوش دهید؛ متوجه خواهید شد که واقعا به کمک نیاز دارند یا نه.
صبر کردن قبل از مداخله: کمی قبل از مداخله صبر کرده و به خوبی در مورد موقعیت پیش آمده فکر کنید. اینکار به شما در تصمیم گیری بسیار کمک خواهد کرد.
نیازی به مسئولیت پذیری در قبال بزرگسالان نیست: در بیشتر موارد بزرگسالانی که سالم هستند؛ نیاز به کمک ندارند. از طرفی آنان خود منابع دیگری برای کمک مانند خانواده دارند که شاید اصلا به کمک شما نیاز نداشته باشند.
ابتلا به عقده مسیح یا ناجی شاید از دور بسیار خیرخواهانه و یا حتی خوب به نظر برسد. اما در واقعیت آسیب بزرگی به فرد مبتلا و دیگران وارد میکند. چرا که حتی برخورد با چنین فردی نیز منجر به شکل گیری احساس ناتوانی و یا احساس ترحم در دیگران میگردد. بهتر است این فرد را به درمان تشویق کرده و در برخورد با قاطعانه رفتار کنید. همچنین حتما از یک روانشناس نیز کمک بگیرید.
برای دریافت مشاوره در زمینه عقده مسیح میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
رسیدن به هدف در قدم اول نیاز به تعیین هدف و سپس برنامه ریزی دارد. برای انجام این برنامه نیز باید راه حلهای مناسب پیدا کرد. آنچه که اهمیت دارد این است که تمامی انسانها برای افزایش کیفیت زندگی خود، باید اهداف مشخصی را در زندگیشان داشته باشند، حال این هدف هرچقدر کوچک و یا سطحی باشد. هدفهای واقعی دغدغه بیشتری را برای فرد به همراه دارد و سبب میشود که او تلاش بیشتری برای رسیدن به آن کند. بسیاری از افراد نیز در هدفگذاری مشکل دارند به طوری که نقطه نهایی برای آنها چندان دستاورد هیجان انگیزی نیست و یا انگیزه لازم جهت حرکت را در آنها ایجاد نمیکند. برای رفع چنین موانعی میتوانید مشاوره فردی دریافت کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه رسیدن به هدف میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره آنلاین از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
منبع: رسیدن به هدف با چه کارهایی باید انجام شود
یکی از نکاتی که سبب به وقوع پیوستن اهداف میشود، این است که از ابتدا به درستی انتخاب شده باشد. انتخاب هدف درست سبب میشود که فرد برای رسیدن به نتیجه نهایی انگیزه کافی داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند.
اغلب کسانی که نمیتوانند به هدفهای خود در زندگی دست پیدا کنند، در ابتدا در چگونگی تعیین هدف مشکل داشتهاند و در واقع هدف درستی را برای خود انتخاب نکردهاند. به همین دلیل پس از مدتی انگیزه رسیدن به آن را از دست میدهند. برای اطلاع از راه های موفقیت در زندگی کلیک نمایید.
برخی دیگر در تعیین نوع هدف مشکلی ندارند و میتوانند با به کارگیری مهارتهای لازم، اهداف خود را در زندگی تعیین کنند اما پس از مدتی احساس میکنند هدفی که انتخاب کردهاند آنها را راضی نمیکند و یا هدفی که تعیین کردهاند آنقدر بزرگ و دور از ذهن است که نمیتوانند تلاش کافی برای آن داشته باشند.
در ادامه قصد داریم با ارائه راهکارهای مختلف به سوال “چگونه به اهدافمان دست یابیم ؟” پاسخ دهیم.
هر فردی در زندگی باید متناسب با تواناییهایی که دارد، اهداف خود را در زندگی مشخص کند. در واقع در این شرایط است که هدف واقعی معنا پیدا میکند. انتخاب هدف بسیار بزرگ و غیرقابل دسترس سبب میشود که خواسته و هدف فرد همیشه در حد یک رویا باقی بماند.
اهدافی که برای رسیدن به آنها تلاش زیادی میکنید اما دائما به نتیجهای نمیرسید، اهداف مناسبی در زندگی نیستند. بنابراین اینطور میتوان گفت برای اینکه هدفی تحقق پیدا کند، در وهله اول باید دستیافتنی باشد. به عبارتی فرد بتواند در طول مدت زمان مشخصی میزان پیشرفت خود را در این مسیر تخمین بزند.
اهداف دستیافتنی میزان اعتماد به نفس و انگیزه هر فردی را در مسیر بیشتر میکند و در نهایت باعث میشوند هدف انتخاب شده اتفاق بیافتد.
هدفی قابل دسترس و قابل تحقق است که بتوان آن را به وضوح و به درستی برای دیگران توضیح دهید. اگر هدفی که برای خودتان تعیین کردهاید چندان واضح نیست و خودتان نمیتوانید آن را توضیح دهید؛ بهتر است برای زندگی هدفهای جدیدی را انتخاب کنید.
برای اینکه بدانیم چگونه به اهدافمان دست یابیم باید معیار زمان را در نظر بگیریم. در واقع هر فردی باید بتواند تشخیص دهد که چه زمانی و در چه جایگاهی به هدفش خواهد رسید. بنابراین اهدافی که میزان پیشرفت آنها بر اساس معیار زمان قابل اندازهگیری است؛ به وقوع میپیوندند.
همه انسانها در زندگی خود تمایل دارند به تمامی خواستهها و اهدافی که تعیین کردهاند، دست پیدا کنند. به همین دلیل دائما با این سوال مواجه میباشند که چگونه به اهدافمان دست یابیم.
دست پیدا کردن به اهداف مستلزم این است که افراد در زندگی خود برنامه مشخصی داشته باشند و بر اساس یک برنامه ریزی از پیش تعیین شدهای حرکت کنند تا در نهایت به نتیجه برسند. نداشتن هدف انسانها را درگیر روزمرگی خواهد کرد و نارضایتی از زندگی را در آنها ایجاد میکند.
هر هدفی متناسب با اینکه چقدر بزرگ باشد؛ دارای مسیر آسان و یا سختی است. گاهی هدفهای انسان در زندگی، به اندازهای بزرگ میباشند که لازم است برای رسیدن به آن صبر داشته باشند و به اندازه کافی تلاش کنند.
به همین دلیل توصیه میشود اگر میخواهید به اهداف بزرگی که برای زندگی خود برنامهریزی کردهاید، دست پیدا کنید؛ آنها را به اهداف کوچکتر و قابل دسترستر تقسیم کنید.
از سویی دیگر تعیین هدفهای کوچکتر در دل یک هدف بزرگ، انگیزه و اراده فرد را برای رسیدن به هدف نهایی تقویت میکند. چراکه هر بار به رسیدن به بخش کوچکی از هدف بزرگتر انگیزه کافی جهت ادامه مسیر ایجاد میشود.
اگر دائما به دنبال پاسخی برای سوال چگونه به اهدافمان دست یابیم، هستید شاید بهتر است گاهی در مورد اهدافتان با دیگران صحبت کنید.
در مواردی که نیازمند کمک هستید و یا نیاز دارید با کسی در مورد برنامهریزیهای خود صحبت کنید؛ میتوانید با افراد موفقی که میشناسید، اهداف خود را در میان بگذارید. شاید جالب باشد بدانید که صحبت کردن در مورد اهداف زندگی با دیگران انگیزه قویتری را برای رسیدن به آن در فرد ایجاد میکند.
گاهی بهتر است تمرکز خود را از رسیدن به انتهای مسیر بردارید و کمی به مسیر رسیدن به هدف فکر کنید. بنابراین به جای کلنجار دائمی با سوال چگونه به اهدافمان دست یابیم، کمی سعی کنید بر روی مسیرموفقیت تمرکز کنید تا دسترسی به هدف نهایی نیز برایتان آسانتر باشد. برای آشنایی بیشتر با اصول موفقیت کلیک نمایید.
سعی کنید روزانه گزارشی از عملکرد خود را تهیه کنید؛ این گونه در یک بازه زمانی طولانی متوجه خواهید شد که تا چه میزان برای رسیدن به هدف پیشرفت کردهاید و یا برای ادامه دادن چه کارهای دیگری باید بکنید.
شاید اغلب افرادی که با سوال چگونه به اهدافمان دست یابیم در ذهنشان مواجه هستند؛ فکر میکنند زمانی هدفها قابل تحقق هستند که دائما و پیوسته برای آنها تلاش شود. برای اطلاع از راه های تقویت اراده با برنامه و تمرین کلیک نمایید.
در حالی که واقعا اینطور نیست و شما زمانهایی را نیاز دارید که استراحت کنید تا برای ادامه دادن توان و نیروی بیشتری را کسب کنید. بنابراین زمانهایی که از تلاش کردن خستهاید؛ بهتر است به خودتان زمان دهید تا با یک استراحت کوتاه و تمرکز بیشتر، بتوانید مجدد به مسیر تلاش برای رسیدن به اهداف برگردید.
یکی از اصلی ترین موضوعات برای رسیدن به هدف، داشتن اعتماد به نفس و خودباوری است. زمانی که افراد به توانمندی های خود باور داشته و در زمینه درست از آنها بهره گیرند؛ رسیدن به هدف نیز ساده تر شده و بیشتر احتمالموفقیت هست. در واقع بسیاری از افراد در میانه راه به این دلیل دچار ناامیدی میشوند که به خودشان به اندازه کافی باور ندارند.
برای رسیدن به هدف ، همچنین باید استمرار و پشتکار داشت. در این مسیر قطعا چالش ها و موانع زیادی وجود دارند که ممکن است باعث ناامیدی در ما شوند. اما با داشتن پشتکار و استمرار افراد بعد از یک شکست ناامید نشده و دوباره شروع میکنند. با وجود این روحیه حتی افراد از شکست خوردن هم نمیترسند.
یکی از اشتباهاتی که عموما مرتکب میشوند این است که فکر میکنند برای تعیین اهداف ایده آل در زندگی سن مشخصی وجود دارد و فقط تا یک سن خاصی میتوانند برخی اهداف را برای زندگی خود تعیین کنند.
این نوع از تفکرات بسیار اشتباه است چراکه بذر ناامیدی را در دل افراد میکارد. تعیین هدف هر چند بزرگ در زندگی، چندان وابسته به سن انسانها نیست و هر فردی که در خود توانایی رسیدن به هدف را ببیند میتواند برای رسیدن به آن تلاش کند و هر اتفاقی را برای خودش رقم بزند. برای رسیدن به این اهداف پیشنهاد میشود مقاله زندگی سالم را بخوانید.
در این قسمت قصد داریم تا جملات انگیزشی در مورد رسیدن به هدف را با شما در میان بگذاریم چرا که خواندن این جملات میتوانند برای شما الهام بخش بوده و تاثیر زیادی در ادامه مسیر داشته باشند.
ریچارد برانسون میگوید: هیچگاه با پیروی از قواعد مشخص، راه رفتن را یاد نمیگیرید. تنها زمانی که اینکار را خودتان انجام داده و زمین بخورید؛ آن را میآموزید.
ری گوفورت نیز معقتد است که افرادی که به شما میگویند قادر نیستید تغییری ایجاد کنید به دو گروه تقسیم میشوند. گروه اول کسانی هستند که از تلاش کردن و امتحان کردن میترسند و گروه دوم ازموفقیت شما میهراسند.
جان وودن در این زمینه میگوید: هرگز اجازه ندهید که آنچه که قادر به انجامش نیستید در کاری که میتوانید انجام دهید؛ تداخل ایجاد کند.
روزولت میگوید: هیچگاه در طول تاریخ فردی را ندیدم که زندگی آسانی داشته باشد و بتواند نام نیکی از خود به جای بگذارد.
با توجه به مطالبی که در قسمت های قبلی در مورد آنها خواندیم؛ رسیدن به هدف هیچگاه آسان نبوده و یک شبه حاصل نمیشود. برای رسیدن به هر هدفی باید از برخی ویژگی های برخوردار بوده و در کنار آن از عوامل محیطی نیز کمک بگیرید. افراد بهتر است بعد از فکر کردن در این مورد افراد میتوانند با یک روانشناس نیز مشورت نمایند.
برای دریافت مشاوره در زمینه رسیدن به هدف میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره آنلاین از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
نقش خانواده در مسیر رسیدن به هدف تا چه اندازه پررنگ است؟
بهتر است تمامی افراد در زندگی خود اهدافی را انتخاب کنند که متناسب با شرایط آنها باشد. در این مسیر صحبت کردن با خانواده و دریافت مشاوره و کمک از آنها تا حد زیادی میتواند به تحقق اهداف در زندگی کمک کند.
برخی از افراد در میانههای راه انگیزه خود را جهت ادامه دادن از دست میدهند در این صورت چه باید کرد؟
نکتهای که برخی از افراد را به اشتباه میاندازد این است که آنها تصور میکنند برای رسیدن به اهداف خود در زندگی باید دائما تلاش کنند. در حالی که اینطور نیست و اگر در میانههای رسیدن به هدف خسته شدید؛ بهتر است به خودتان زمان دهید و کمی استراحت کنید تا بتوانید به مسیر رسیدن به هدف بیشتر فکر کنید.
گشتالت درمانی یکی از انواع روشهای درمانی در روانشناسی است. این روش از دل روانکاوی و توسط کسانی ایجاد شد که در این زمینه تحصیل کرده بودند. بااینحال خیلی زود توانست جای خود را در میان روشهای درمانی دیگر باز کند. گشتالت درمانی سعی میکند انسان را بهعنوان یک کل منسجم در نظر بگیرد. برخلاف روانکاوی بیش از هر چیز به تمرکز بر لحظه حال دقت دارد. در این مطلب سعی میکنیم تا راجع به گشتالت درمانی اطلاعات مفیدی ارائه کنیم. اگر احساس میکنید این روش میتواند برای شما جذاب باشد یا میتوانید از آن در زندگی خود استفاده کنید بهتر است راجع به این موضوع با مشاوری متخصص مشورت کنید. برای دریافت مشاوره فردی کلیک کنید
برای دریافت مشاوره در زمینه گشتالت درمانی میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو تماس حاصل نمایید.
منبع: گشتالت درمانی برای کدام بیماران مفید است؟
روانشناسان در گذشته تا حد زیادی تحتتأثیر علم شیمی قرار داشتند. آنها معتقد بودند شیمیدانها میتوانند با تجزیه مواد به ذرات تشکیلدهنده آن شناخت بهتری از هر ماده پیدا کنند. پس روانشناسان نیز میتوانند با تجزیه رفتار انسان به اجزا کوچکتر و شناخت هرکدام از آنها به درک درستتری از انسان دست پیدا کنند. به همین خاطر روانشناسی برای سالهای سال به سمت تجزیه رفتارهای آدمی و همینطور فعالیتهای مغزی حرکت کرد. تا اینکه رویکرد گشتالتی روی کار آمد. بهطورکلی گشتالت یک اصطلاح آلمانی و به معنای کل است. این رویکرد اعتقاد دارد که همه چیز و بهخصوص انسان را میبایست بهصورت یک کل منسجم در نظر گرفت. زیرا کل چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است.
به طور مثال به یک رفتار ساده مثل خندیدن در خودتان دقت کنید. متوجه این موضوع خواهید شد که اگر قرار باشد خندیدن را بهعنوان مجموعهای از فعالیتهای عصبی و هورمونی در نظر بگیریم چیزی از آن نمیفهمیم. اما اگر به کل ماجرا یعنی شرایط روحی و افکار شما، موقعیتی که در آن قرار دارید و همینطور فعالیتهای عصبی و هورمونی در کنار هم نگاه کنیم بهتر میتوانیم معنای خندیدن را درک کنیم.
گشتالت درمانی بعد از اینکه به عنوان یک روش درمانی جداگانه به رسمیت شناخته شد، توسط فریتز پرلز و همسرش گشترش یافته و به شکل جامع تری مورد استفاده قرار گرفت. این دو نفر هردو در روانکاوی سنتی آموزش دیده اما به دلیل اینکه از نظریه ها و روش های فرویدی ناراضی بودند، دست به اینکار زدند.
گشتالت درمانی دارای اهداف مشخصی است که آشنایی با آنها میتواند بیشتر افراد را برای ادامه درمان ترغیب نماید. در این قسمت به توضیح این اهداف پرداخته ایم.
یکی از اهداف گشتالت درمانی این است که فرد آگاهی بالاتری نسبت به خودش داشته باشد. در واقع در این روش تلاش میشود تا شما با بدن و ابعاد مختلف خودتان آشتی کنید. احساسات متضاد و باورهای مختلفی که دارید را ببینید و تمرکز خود را افزایش بدهید.
یکی از نکاتی که در گشتالت درمانی اهمیت بسیار بالایی دارد این است که هر فرد بپذیرد خودش تنها مسئول اتفاقاتی است که در طول زندگی برای او افتاده یا دارد میافتد. هنگامی که متوجه این موضوع بشوید انتظاراتتان از دیگران و همینطور خشم و ناراحتی که احتمالاً تجربه میکنید کمتر میشود. به همین خاطر این شرایط میتواند تأثیر مطلوبی روی آرامش روانی شما داشته باشد.
گشتالت درمانی به فرد کمک میکند تا تواناییهای خودش را بالا ببرد. این کار باعث میشود آنها به نسخه بهتری از خودشان تبدیل بشوند. در حقیقت این روش درمان به فرد کمک میکند استعدادهای خود را شناسایی کرده و برای شکوفا کردن آنها تلاش کند.
بهطورکلی گشتالت درمانی برای کسانی که میخواهند شرایط زندگی خود را بهتر کنند میتواند مفید باشد. این رویکرد به شما کمک خواهد کرد تا خودآگاهی و مسئولیتپذیری بیشتری در زندگی داشته باشید و این میتواند به همه ما برای داشتن زندگی بهتر کمک کند. اما علاوه بر این کسانی که درگیر مشکلاتی مثل عزتنفس پایین، اضطراب و افسردگی هستند میتوانند از این رویکرد استفاده کنند.
مفاهیمی که در گشتالت درمانی نیز مورد تمرکز قرار گرفته و بررسی میشوند، نیز شامل موارد زیر میشوند.
این مفهوم به فرایندی اشاره دارد که باعث میشود هرکدام از ما محدودیتهایی که در زندگی داریم را بشناسیم و با آنها کنار بیاییم.
وقتی شما بدون قیدوشرط دیدگاههای دیگران را میپذیرید و ارزشهای آنها را درونی میکنید به این کار درونفکنی گفته میشود. طبیعتاً کسانی که بیشتر از درونفکنی استفاده میکنند شخصیتهای تقلیدکنندهای هستند و نمیتوانند خود را ارتقا بدهند.
فرافکنی دقیقاً معنایی مخالف با درونفکنی دارد. در این روش فرد بخشهایی از وجود خودش را که از آنها شناختی ندارد و یا آنها را سرکوب کرده است به محیط بیرون از خود نسبت میدهد. برای مثال بهجای اینکه بپذیرد نسبت به دیگران خشم دارد معتقد است که دیگران پرخاشگرانه با او برخورد میکنند.
یکی دیگر از مفاهیمی که در گشتالت درمانی مورد بررسی قرار میگیرد، خودآگاهی است. افراد به این دلیل از احساسات بدنی و شناخت خود آگاه نیستند که به اندازه خودشناسی ندارند. در واقع یکی از ملزومات گشتالت درمانی خودآگاهی است که افراد باید به مرور زمان و با انجام تمریناتی به آن دست یابند.
برخلاف آنچه که تصور میشود، در گشتالت درمانی نیز به افراد تمریناتی داده میشود و یا حتی در خود جلسه درمانی نیز این تمرینات مورد استفاده قرار میگیرند. برخی از افراد در فرایند درمانی خود بیشتر مایل هستند که تمریناتی را انجام دهند، این رویکرد درمانی میتواند برایشان مناسب باشد.
در این روش مراجع تشویق میشود با شخصی که با او مشکل دارد صحبت کند. حتی گاهی اوقات این مشکلات با بخشی از وجود خود فرد اتفاق افتاده است. اما الزاماً این فرد دیگر، کسی نیست که بدی را در حق مراجع انجام داده باشد. گاهی اوقات فرد یا بخش ضعیفی از وجود خود شخص است که نیاز به مراقبت دارد.
ابتدا دو صندلی روبهروی هم قرار داده میشوند و مراجع روی یکی از این صندلیها مینشیند. مراجع تصور میکند که طرف مقابل روی صندلی دیگر نشسته است و شروع به صحبت با او میکند. این گفتوگو میبایست با جملاتی به زمان حال اتفاق بیافتد. یکی از اهداف این روش تخلیه هیجانی و احساس آرامش و سبکی است. بهعلاوه با انجام این گفتوگوها بیمار میتواند بخشهایی از تعارضاتی که او را آزار میدهند را حل کند.
همانطور که گفتیم یکی از اهداف روش گشتالت ایجاد مسئولیتپذیری است. به همین خاطر درمانگر تلاش میکند تا در طول جلسه اشتباهات گفتاری مراجع را تصحیح کند. مراجعین باید در تمام صحبتهای خود از کلماتی استفاده کنند که نشاندهنده مسئولیت خودشان باشد. برای مثال بهجای اینکه بگوید (این رفتار مادرم باعث آسیبدیدن من شد) باید گفته شود (من از رفتار مادرم آسیب دیدم زیرا احساس بیپناهی کردم).
در طول جلسه و زمانی که مراجع راجع به احساسات خود صحبت میکند ممکن است درمانگر از او بخواهد که نشان دهد احساسات خود را در کدام اندام احساس میکند. برای مثال شما ممکن است اضطراب را بهصورت ضربان قلب یا دلشوره احساس کنید. یا ممکن است سردرگمی را در سرتان احساس کنید. این پرسشها به شما کمک میکند آگاهی بیشتری نسبت به خود و احساساتتان پیدا کنید.
در طول جلسه گشتالت درمانی توجه کردن به زبان بدن افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. از طرفی درمانگر گاهی در این مورد از مراجع نیز سوالاتی را میپرسد. برای مثال از او میپرسد که چرا دستت را روی سینه ات گذاشتی؟
اغراق کردن به معنی انجام یک رفتار و یا بیان کردن حرفی به صورت مکرر در طول جلسات درمان است که مراجع را بیشتر متوجه احساسات و حالات درونی اش کند.
این روش نیز در گشتالت درمانی مشابه با تکنیک صندلی خالی است. چرا که فرد باید تصور کند که روی صندلی بغلی او فردی نشسته است و باید با او مکالمه کند. حتی گاهی درمانگر از مراجع میخواهد که بین دو صندلی جابجا شود. اینکار در اکتشاف بسیاری از مسائل به افراد کمک خواهد کرد.
مواجهه در ابتدا بسیار در گشتالت درمانی مورد استفاده قرار میگرفت، اما امروزه کمتر شاهد به کارگیری آن هستیم. برخی از افراد این روش را بیش از حد تهاجمی دانسته و به همین دلیل از آن انتقاد میکنند. در واقع در این روش افراد را در شرایطی قرار میدهند که با مشکل خود به صورت مستقیم روبرو شده و احساساتی را تجربه نمایند.
هر رویکرد درمانی مزایای برای افراد دارد که اگر بتوانند پروتکل درمانی خود را کامل کرده و یا به آن پایبند باشند، میتوانند از مزایای آن نیز بهره گیرند. برخی از این فواید، شامل موارد زیر میشوند.
در مورد آغاز فرایند گشتالت درمانی و ادامه آن نیز نکاتی وجود دارد، که بهتر از قبل شروع آن از آنها مطلع باشید.
کنترل احساسات و هیجانات در هر شرایطی کار راحتی نیست. به دست آوردن چنین مهارتی نیاز به تمرین و زمان دارد. حتما شما نیز لحظاتی را تجربه کردهاید که به دلیل هیجان بالا و احساسات زیاد نتوانستهاید درست تصمیم بگیرید. ممکن است حتی در آن شرایط قولی داده باشید که توانایی انجام آن را نداشتهاید. دلیل اصلی این مسائل عدم آگاهی و شناخت احساسات و کنترل آنهاست. به همین دلیل حتا در کنار آموزش مهارت کنترل احساسات و هیجانات پیشنهاد میکنیم که برای به دنبال روشهای تشخیص و شناسایی نوعاحساساتتان هم باشید. در ادامه علاوه بر بررسی بیشتر ابعاد این موضوع به تکنیک های کنترل احساسات پرداختهایم. برای تقویت این مهارت میتوانید از خدمات مشاوره فردی استفاده نمایید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کنترل هیجانات میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی روانشناسی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: کنترل احساسات و هیجانات
کنترل احساسات به معنای آگاه بودن از تجربه احساسات و توانایی مدیریت آنها در رسیدن به اهداف است. اینکه بدانید هم اکنون عصبی هستید و یا شادی زیادی را تجربه میکنید، اولین گام برای کنترل احساسات شماست. زمانی که توانایی کنترل احساسات خود را به دست میآورید راحت تر با چالش های زندگی روبه رو میشوید و مهارت حل مسالهتان افزایش مییابد. در حقیقت کنترل احساسات زمینهای برای رشد و موفقیت تان خواهد شد. برای آشنایی بیشتر با مهارت های زندگی کلیک نمایید.
این مهارت مهم است زیرا بخش اعظمی از تصمیم گیریهای اشتباه ما و آسیب های روحی ناشی از آن ریشه در عدم کنترل احساسات مان دارد. گاه حرفی را که نباید میزدیم زده ایم، جایی که نباید میخندیدیم خندیده ایم و جایی که باید به آرامی خطای دیگران را گوشزد میکردیم از کوره در رفتهایم. تمام این اعمال تکانشی و ناگهانی ناشی از عدم مهارت احساسات ماست که در نهایت احساس شرم و سرافکندگی و پشیمانی را برایمان به جای خواهد گذاشت. برای کسب اطلاع بیشتر درباره ناتوانی در کنترل هیجانات کلیک کنید.
اگر مهارت کنترل احساسات را در خود پرورش دهید به طور چشمگیری در روابط شغلی، تحصیلی و خانوادگیتان پیشرفت خواهید کرد. ردپای این مهارت در تمام اعمال و رفتارهای اجتماعی و بین فردی انسانها قابل مشاهده است و از این جهت اهمیت زیادی دارد. بنابراین اگر بتوانید در لحظه بفهمید که چه احساسی دارید و چه چیزی باعث بروز این احساس شده قطعا تصمیمات بهتر و موثرتری در مورد رفتارتان خواهید گرفت.
همه افراد به دنبال راهی هستند تا بتوانند احساسات خود را در شرایط مختلف کنترل کرده و واکنش بهتری داشته باشند. اما احساسات معمولا به صورت ناگهانی بروز کرده و کنترل کردن آنها کار ساده ای نیست. معمولا افراد به مرور زمان میآموزند که چطور اینکار را در مقابل افراد مختلف انجام دهند. اما میتوان تمریناتی را نیز در این زمینه انجام داد. در این قسمت به توضیح برخی از این راهکارها میپردازیم.
یکی از مقدمات مهم کنترل و مدیریت احساسات شناسایی احساسات است. زمانی که احساسی را تجربه میکنید به نشانه های بدنی خود مثل گرگرفتن یا سرد شدن دستها یا علائم دیگر بدنیتان توجه کنید. بین حس های مختلف خود تمایز قائل شوید. سعی کنید با نامگذاری این احساسها از یکدیگر آنها را بهتر شناسایی کنید. مثلا غم، ترس، شادی، خشم و … زمانی که برای شناسایی خود زمان صرف میکنید در واقع در حال پذیرش احساسات خود هستید که گام مهمی برای رشد و پرورش مهارت کنترل احساسات شماست.
مدیریت احساسات به معنی نادیده گرفتن و یا سرکوب آنها نیستند. احساسات شما بیانگر افکار شما در ذهنتان هستند. گاهی انکار و سرکوبی یک احساس به منزله نادیده گرفتن افکاری است که متداوما در ذهنتان هستند و شما را اذیت میکنند. اگر شما هم افکار ناراحت کننده و تکراری ناشی از تروما دارید و احساسات ناراحت کنندهای تجربه میکنید پیشنهاد ما به شما این است که حتما با یک روانشناس و مشاور مساله خود را در میان بگذارید.
کنترل احساسات و عواطف کار آسانی نیست و گاها ممکن است در این زمنیه شکست بخورید. لازم است بدانید که احساسات و افکار متاثر از احساسات شما با واقعیت رفتاری شما یکسان نیستند. زمانی که از دست کسی به حد زیادی عصبانی هستید بدان معنا نیست که حتما باید با آن شخص دعوا کنید؛ بلکه این فقط یک احساس است. در چنین مواقعی بهترین راهکار این است که عجولانه تصمیم نگیرید. به خود فرصت دهید. اجازه دهید آرام شوید و سپس در فضای منطقی و عقلانی به مساله نگاه کنید و تصمیم بگیرید.
ریشه تمام احساسات ما انسانها در افکارمان وجود دارد. باورهای ما به احساسات ما برچسب میزنند و آنها را نامگذاری می کنند. بنابراین با مدیریت و تغیر افکارتان میتوانید احساساتتان را مدیریت کنید. احساسات به ویژه احساسات ناخوشایند مثل آلارم برای نشان دادن وجود افکار نامتناسب و تحریف شده در ذهن شما هستند. پس لازم است گاهی در مورد آنها کنجکاو باشید و از این طریق افکار ناخوشایند خود را یافته و آنها را تغییر دهید.
گاها بعضی افراد به اشتباه برداشت میکنند باید تمام احساسات ناخوشایند خود را انکار کنند و همواره تظاهر کنند که حالشان خوب است. اما طبق بررسی های انجام شده این فرضیه نادرست است. اقتضای انسان بودن تجربه احساسات مثبت و منفی است. ممکن است یک روز احساسات مثبت و فردای آن روز احساسات منفی را تجربه کنید. تلاش برای انکار احساسات تان حال شما را بهتر نخواهد کرد. بلکه باید اجازه دهید احساسات تان ابراز شوند و صد البته با رعایت نکاتی که بیان شد آنها را مدیریت کنید.
همچنین برخی از افراد راه های موقتی و سریعی را نیز برای کنترل احساسات پیشنهاد میکنند که در کوتاه مدت موثر هستند. در واقع افراد باید در مرحله اول از این روش ها استفاده کنند تا احساسات و هیجانات آنها فروکش کرده و در مرحله بعدی از روش ها و راهکارهای اصلی استفاده نمایند. برخی از این روش ها که تاثیرات کوتاه مدتی دارند؛ شامل موارد زیر میشوند. برای آشنایی با انواع مهارت حل مسئله کلیک کنید.
کنترل احساسات و هیجانات در هر شرایطی کار راحتی نیست. به دست آوردن چنین مهارتی نیاز به تمرین و زمان دارد. حتما شما نیز لحظاتی را تجربه کردهاید که به دلیل هیجان بالا و احساسات زیاد نتوانستهاید درست تصمیم بگیرید. ممکن است حتی در آن شرایط قولی داده باشید که توانایی انجام آن را نداشتهاید. دلیل اصلی این مسائل عدم آگاهی و شناخت احساسات و کنترل آنهاست. به همین دلیل حتا در کنار آموزش مهارت کنترل احساسات و هیجانات پیشنهاد میکنیم که برای به دنبال روشهای تشخیص و شناسایی نوعاحساساتتان هم باشید. در ادامه علاوه بر بررسی بیشتر ابعاد این موضوع به تکنیک های کنترل احساسات پرداختهایم. برای تقویت این مهارت میتوانید از خدمات مشاوره فردی استفاده نمایید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کنترل هیجانات میتوانید در هر زمان از روز برای مشاوره تلفنی روانشناسی با برترین متخصصان در مرکز مشاوره روانشناسی ذهن نو از طریق شماره 02191002360 و یا از طریق تلفن های ثابت شهری با شماره 9099070354 تماس بگیرید.
منبع: کنترل احساسات و هیجانات
کنترل احساسات به معنای آگاه بودن از تجربه احساسات و توانایی مدیریت آنها در رسیدن به اهداف است. اینکه بدانید هم اکنون عصبی هستید و یا شادی زیادی را تجربه میکنید، اولین گام برای کنترل احساسات شماست. زمانی که توانایی کنترل احساسات خود را به دست میآورید راحت تر با چالش های زندگی روبه رو میشوید و مهارت حل مسالهتان افزایش مییابد. در حقیقت کنترل احساسات زمینهای برای رشد و موفقیت تان خواهد شد. برای آشنایی بیشتر با مهارت های زندگی کلیک نمایید.
این مهارت مهم است زیرا بخش اعظمی از تصمیم گیریهای اشتباه ما و آسیب های روحی ناشی از آن ریشه در عدم کنترل احساسات مان دارد. گاه حرفی را که نباید میزدیم زده ایم، جایی که نباید میخندیدیم خندیده ایم و جایی که باید به آرامی خطای دیگران را گوشزد میکردیم از کوره در رفتهایم. تمام این اعمال تکانشی و ناگهانی ناشی از عدم مهارت احساسات ماست که در نهایت احساس شرم و سرافکندگی و پشیمانی را برایمان به جای خواهد گذاشت. برای کسب اطلاع بیشتر درباره ناتوانی در کنترل هیجانات کلیک کنید.
اگر مهارت کنترل احساسات را در خود پرورش دهید به طور چشمگیری در روابط شغلی، تحصیلی و خانوادگیتان پیشرفت خواهید کرد. ردپای این مهارت در تمام اعمال و رفتارهای اجتماعی و بین فردی انسانها قابل مشاهده است و از این جهت اهمیت زیادی دارد. بنابراین اگر بتوانید در لحظه بفهمید که چه احساسی دارید و چه چیزی باعث بروز این احساس شده قطعا تصمیمات بهتر و موثرتری در مورد رفتارتان خواهید گرفت.
همه افراد به دنبال راهی هستند تا بتوانند احساسات خود را در شرایط مختلف کنترل کرده و واکنش بهتری داشته باشند. اما احساسات معمولا به صورت ناگهانی بروز کرده و کنترل کردن آنها کار ساده ای نیست. معمولا افراد به مرور زمان میآموزند که چطور اینکار را در مقابل افراد مختلف انجام دهند. اما میتوان تمریناتی را نیز در این زمینه انجام داد. در این قسمت به توضیح برخی از این راهکارها میپردازیم.
یکی از مقدمات مهم کنترل و مدیریت احساسات شناسایی احساسات است. زمانی که احساسی را تجربه میکنید به نشانه های بدنی خود مثل گرگرفتن یا سرد شدن دستها یا علائم دیگر بدنیتان توجه کنید. بین حس های مختلف خود تمایز قائل شوید. سعی کنید با نامگذاری این احساسها از یکدیگر آنها را بهتر شناسایی کنید. مثلا غم، ترس، شادی، خشم و … زمانی که برای شناسایی خود زمان صرف میکنید در واقع در حال پذیرش احساسات خود هستید که گام مهمی برای رشد و پرورش مهارت کنترل احساسات شماست.
مدیریت احساسات به معنی نادیده گرفتن و یا سرکوب آنها نیستند. احساسات شما بیانگر افکار شما در ذهنتان هستند. گاهی انکار و سرکوبی یک احساس به منزله نادیده گرفتن افکاری است که متداوما در ذهنتان هستند و شما را اذیت میکنند. اگر شما هم افکار ناراحت کننده و تکراری ناشی از تروما دارید و احساسات ناراحت کنندهای تجربه میکنید پیشنهاد ما به شما این است که حتما با یک روانشناس و مشاور مساله خود را در میان بگذارید.
کنترل احساسات و عواطف کار آسانی نیست و گاها ممکن است در این زمنیه شکست بخورید. لازم است بدانید که احساسات و افکار متاثر از احساسات شما با واقعیت رفتاری شما یکسان نیستند. زمانی که از دست کسی به حد زیادی عصبانی هستید بدان معنا نیست که حتما باید با آن شخص دعوا کنید؛ بلکه این فقط یک احساس است. در چنین مواقعی بهترین راهکار این است که عجولانه تصمیم نگیرید. به خود فرصت دهید. اجازه دهید آرام شوید و سپس در فضای منطقی و عقلانی به مساله نگاه کنید و تصمیم بگیرید.
ریشه تمام احساسات ما انسانها در افکارمان وجود دارد. باورهای ما به احساسات ما برچسب میزنند و آنها را نامگذاری می کنند. بنابراین با مدیریت و تغیر افکارتان میتوانید احساساتتان را مدیریت کنید. احساسات به ویژه احساسات ناخوشایند مثل آلارم برای نشان دادن وجود افکار نامتناسب و تحریف شده در ذهن شما هستند. پس لازم است گاهی در مورد آنها کنجکاو باشید و از این طریق افکار ناخوشایند خود را یافته و آنها را تغییر دهید.
گاها بعضی افراد به اشتباه برداشت میکنند باید تمام احساسات ناخوشایند خود را انکار کنند و همواره تظاهر کنند که حالشان خوب است. اما طبق بررسی های انجام شده این فرضیه نادرست است. اقتضای انسان بودن تجربه احساسات مثبت و منفی است. ممکن است یک روز احساسات مثبت و فردای آن روز احساسات منفی را تجربه کنید. تلاش برای انکار احساسات تان حال شما را بهتر نخواهد کرد. بلکه باید اجازه دهید احساسات تان ابراز شوند و صد البته با رعایت نکاتی که بیان شد آنها را مدیریت کنید.
همچنین برخی از افراد راه های موقتی و سریعی را نیز برای کنترل احساسات پیشنهاد میکنند که در کوتاه مدت موثر هستند. در واقع افراد باید در مرحله اول از این روش ها استفاده کنند تا احساسات و هیجانات آنها فروکش کرده و در مرحله بعدی از روش ها و راهکارهای اصلی استفاده نمایند. برخی از این روش ها که تاثیرات کوتاه مدتی دارند؛ شامل موارد زیر میشوند. برای آشنایی با انواع مهارت حل مسئله کلیک کنید.